پنجشنبه, 14 مرداد 1400 :: Thursday, 5 August 2021
 
کد خبر: 92193

بي‌اعتنايي‌ به‌ اعلاميه‌‌ حكومت‌ نظامي

بي‌اعتنايي‌ به‌ اعلاميه‌‌ حكومت‌ نظامي
21بهمن1357، فرماندار نظامی تهران به دستور بختیار، عبور و مرور در شهر را ممنوع کرد؛ در پي انتشار اين اعلاميه، امام خميني بلافاصله در پيامي از مردم خواستند تا مقررات منع رفت و آمد را ناديده گرفته و به خيابان‌ها بيايند. اتحاد مردم و عزم راسخ آن ها برای مبارزه با رژیم سفاک پهلوی تا آخرین ثانیه ها آخرین ضربه بر رژیم پهلوی بود.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ریشه

صبح‌ روز 21 بهمن بختیار‌ دستور داد تا ساعت‌ عبور و مرور را محدود كنند. فرمانداري‌ نظامي‌ با صدور اطلاعيه‌‌ ای ساعت‌ منع‌ عبور و مرور را از ساعت 16:30 تا 5 بامداد افزایش داد.

به‌ دنبال‌ انتشار اطلاعيه‌‌ حكومت‌ نظامي‌ در ساعت‌ 14 از راديو تهران‌ در همه‌ جا شايعه‌‌ كودتا منتشر شد. ياران‌ امام‌ خميني‌ كه‌ از قبل‌ توسط‌ سرهنگ‌ محمدرضا رحيمي‌ از تصميم‌ حكومت‌ نظامي‌ مطلع‌ شده‌ بودند با اصرار از امام ‌مي‌خواستند تا به‌ جاي‌ امني‌ منتقل‌ شوند، ولي‌ امام‌ خميني‌ با اين‌ اقدام‌ مخالفت‌ ورزيدند.

افزایش زمان حکومت نظامی در تهران، آخرین دست و پا زدن ها در ساعات پایانی عمر رژیم  سفاک پهلوی برای به کنترل درآوردن اوضاع بود. حربه ای که قصد داشتند با توسل به آن از اجتماع مردم جلوگیری کنند تا بتوانند در موقعیت مناسب افراد موثر در انقلاب را دستگیر کنند و یا به قتل برسانند. موقعیت شناسی و تیزبینی حضرت امام خمینی این نقشه ها را نقش بر آب کرد.

نكته‌‌ مهم‌ ديگر اين‌ بود كه‌ مردم‌ بايد چه‌ كنند؟ عده‌اي‌ معتقد بودند كه‌ رژيم‌ با افزودن ساعات حكومت‌ نظامي‌ قصد قتل‌ عام‌ مردم‌ را دارد، بنابراين‌ بايد مردم‌ را به‌ ترک كردن‌ خيابان‌ها دعوت‌ كرد. موضوع‌ از امام‌ سؤال‌ شد. امام‌ خميني‌ ابتدا دو ركعت‌ نمازخواندند و سپس‌ فرمودند: «مردم‌ در خيابان‌ها بمانند و به‌ منازل‌شان‌ نروند»

با دستور مستقیم ایشان مبنی بر بی اعتنایی به حکومت نظامی مردم انقلابی به خیابان‏ها ریختند و دامنه درگیری‏ها گسترده‏تر شد و به سایر مراکز نظامی رژیم پوسیده شاه در تهران و دیگر شهرها تعمیم یافت. این در حالی بود که اغلب نظامیان نیز حاضر به رودررویی با مردم نبودند و بسیاری از آنها به انقلاب پیوستند.

tsbtsl57.jpg

واکنش مردم به حکم لغو حکومت نظامی

اتومبيل‌هاي‌ مجهز به‌ بلندگو در سطح‌ شهر تهران  پیام امام خمینی رهبر کبیر انقلاب را بلافاصله ‌اعلام‌ کردند.

 به‌ گزارش‌ كيهان‌، بعد از صدور اعلاميه‌ حكومت‌ نظامي‌ «ابتدا مردم‌ قصد داشتند براساس‌ اطلاعيه‌‌ حضرت‌ آيت‌الله طالقاني‌ از درگيري‌ جلوگيري‌ كنند؛ امّا ناگهان‌ در شهر گفته‌ شد كه‌ امام‌ خميني‌ اطلاعيه‌‌ فرمانداري‌ نظامي‌ را غيرقانوني‌خوانده‌ است‌ و مردم‌ نبايد از اين‌ مقررات‌ اطاعت‌ كنند. با دريافت‌ اين‌ خبر مردم‌ شروع‌كردند به‌ جمع‌ كردن‌ شن‌ و كيسه‌ و در خيابان‌ها راه‌بندان‌ ايجاد كردند و سنگربندي‌كردند».

به‌ دنبال‌ انتشار پيام‌ امام‌ خميني‌ مردم‌ از خانه‌ها بيرون‌ ريختند و در سرتاسر تهران ‌دست‌ به‌ تظاهرات‌ زدند. اين‌ اقدام‌ بسيار مهم‌ امام‌ خميني‌ آخرين‌ ضربه‌اي‌ بود كه‌ تمام ‌توطئه‌هاي‌ باقيماندگان‌ رژيم‌ را نقش‌ بر آب‌ كرد و اركان‌ پوسيده‌‌ رژيم‌ را ساقط‌ كرد. بي‌شک‌ اين‌ تصميم‌ از تصميمات‌ سرنوشت‌ساز و قاطعي‌ بود كه‌ سرعت‌ فروپاشي‌ رژيم ‌را بيش‌ از حدّ تسريع‌ كرد.

با شکستن قانون منع و مرور، تظاهرات‌ در تمام‌ نقاط‌ تهران ‌به‌ اوج‌ رسيد. مردم‌ سربازان‌ گارد را خلع‌ سلاح‌ مي‌كردند و اسلحه‌‌ آنها را به‌ همافران‌ مي‌رساندند.

پیرو فرمان امام خمینی (ره) تظاهرات مردم در تمام نقاط تهران به اوج رسید مردم سربازان گارد را خلع سلاح می کردند . صدها قبضه‌ تفنگ‌ تا نزديكي‌ عصر به‌ دست‌ مردم‌ افتاد. سلاح‌هاي‌ به‌ غنيمت‌ گرفته‌ شده‌ از پايگاه‌ هوايي‌ دوشان‌ تپه‌ نيز بين‌ مردم‌ توزيع‌ مي‌شد. مردم‌ سخت‌ به‌ ساختن‌ موانع‌ و سنگر مشغول‌ بودند. عده از سربازان نیز خود را به مرد تسلیم می کردند به گونه ای که حتی مردم توانستند چند دستگاه تانک را به غنیمت بگیرند

هر لحظه‌ مردم‌ بيشتر مسلح‌ مي‌شدند و جنگ‌ و گريز شدت ‌مي‌يافت‌ و فرماندهان‌ نظامي‌ آخرين‌ تلاش‌ بيهوده‌ خود را به‌ كار مي‌بستند. هنوز ثقل ‌درگيري‌ها در دوشان‌ تپه‌ بود. فرماندهان‌ نظامي‌ آن‌ نقطه‌ را به‌ دليل‌ اهميت‌ سوق‌الجيشي‌، مهم‌ترين‌ مكان‌ها مي‌دانستند.

7549248_307.jpg

 رئيس‌ ستاد ارتش‌ به‌ فرمانده‌ نيروي‌ زميني‌ دستور داد «تعدادي‌ ارابه‌‌ جنگي‌ آماده‌ كنند تا براي‌ كمك‌ به‌ سپهبد ربيعي‌ به‌ مركز آموزش‌ هوايي‌دوشان‌ تپه‌ بفرستند»، امّا تانك‌ها فاقد مهمات‌ و ابزار شليك‌ بودند؛ سرانجام‌ در حدود ساعت‌ 3 بامداد سي‌ دستگاه‌ تانك‌ آماده‌ شد و به‌ فرماندهي‌ سرلشكر رياحي‌ فرمانده‌ لشكر 1 گارد عازم‌ نبرد دوشان‌ تپه‌ شدند.

تانك‌ها در خيابان‌ها با موانع‌ زیادی روبه‌رو مي‌شدند. تانك‌ فرمانده‌، سرلشكر رياحي‌ در ساعت‌ 3:20 بامداد در زير پل‌ فوزيه‌ به‌ آتش‌كشيده‌ شد و رياحي‌ مجروح‌ شد. وي‌ در حالي‌ كه‌ به‌ شاه‌ ناسزا مي‌گفت‌ خود را تسليم‌ مردم‌ كرد و مردم‌ او را به‌ اقامتگاه‌ امام‌ منتقل‌ كردند.

7550607_156.jpg

 

سقوط‌ كارخانجات‌ اسلحه‌سازي، سقوط‌ رژيم‌ سفاک

 سرانجام‌ اداره‌‌ تسليحات ‌ارتش‌ در ساعت‌ 8 صبح‌ سقوط‌ كرد و به‌ دست‌ مردم‌ افتاد. به‌ گزارش‌ كيهان‌ «پير و جوان‌ و بچه‌ هر اسلحه‌اي‌ كه‌ به‌ دستشان‌ مي‌آمد برمي‌داشتند و به‌ خارج‌ مي‌آمدند. تيربارهاي‌ سنگين‌، تفنگ‌هاي‌ ژـ3، اسلحه‌‌ كمري‌... كساني‌ كه‌ با طرز كار اسلحه‌ آشنايي‌ داشتند قطعات‌ اسلحه‌ را سوار كرده‌ و به‌ مردم‌ مي‌دادند. در خيابان‌ فرح‌آباد تا چشم‌ كار مي‌كرد، مردم‌ بودند كه‌ سلاح‌ به‌ دست‌ به‌ سمت‌ محله‌هاي‌ خود مي‌رفتند».[1]

«سرهنگ‌ ايرج‌ ابدي‌ فرمانده‌ قرارگاه‌ ستاد بزرگ‌ ارتشتاران‌» در اتاق ارتشبد را كوبيد: قربان‌! «در سربازخانه‌‌ قصر بي‌انضباطي‌ و بي‌نظمي‌ عجيبي‌ است‌!» چرا؟ «يگان‌هاي ‌لشكر گارد كه‌ از مأموريت‌ فرمانداري‌ نظامي‌ به‌ سربازخانه‌ها مراجعت‌ مي‌كنند، سربازها پس‌ از رسيدن‌ به‌ آسايشگاه‌ اسلحه‌‌ خود را روي‌ تختخواب‌ انداخته‌ از ديوارها فرار مي‌كنند». از همه‌ بدتر اين‌ خبر بود: مركز فرماندهي‌ ستاد در نزديكي‌هاي‌ صبح‌ گزارش‌ مي‌دهد كه‌ گزارشي‌ از نيروي‌ زميني‌ نرسيده‌، چون‌ «تلفن‌هاي‌ ستاد نيروي‌ زميني‌ مدتي ‌است‌ جواب‌ نمي‌دهد».[2]

 تنها اميد ستاد بزرگ‌ ارتشتاران‌ به‌ يك‌ گردان‌ از لشكر زرهي ‌قزوين‌ بود كه‌ براي‌ حمايت‌ از فرمانداري‌ نظامي‌ از قزوين‌ به‌ سوي‌ تهران‌ حركت‌ كرده ‌بود؛ ولي‌ خبر رسيد كه‌ «در ورودي‌ شاهدشت‌ به‌ اتوبان،‌ مردم‌ راه‌ را بر آنها بستند و پل‌پشت‌ سر آنها را در شاهدشت‌ تخريب‌ نمودند و در حال‌ حاضر اين‌ دو گروهان‌ در محاصره‌‌ مردم‌ هستند.[3]

به علاوه‌ در آن‌ شب‌ در ستاد مدرسه‌‌ علوي‌ بي‌سيم‌هاي‌ حكومت‌ نظامي‌ توسط‌ انقلابيون‌كنترل‌ مي‌شد. هر جا درگيري‌ پيش‌ مي‌آمد و درخواست‌ كمك‌ مي‌كردند ستاد به‌ كاركنان ‌برق دستور قطع‌ برق آن‌ منطقه‌ را صادر مي‌كرد و بر مشكلات‌ آنها مي‌افزود و موجب‌ رعب‌ و وحشت‌ آنها مي‌شد.[4]

7550595_979.jpg

سحرگاهان 22 بهمن خبرهای مایوس کننده همچون پتکی بر مغز رژیم فروپاشیده پهلوی بود؛ كلانتري‌ها يكي‌ پس‌ از ديگري‌ در حال‌ سقوط‌اند، سربازان‌ به‌ مردم‌ مي‌پيوندند. همافران‌، گاردي‌ها را شكست‌ داده‌اند، مردم‌ اداره‌‌ تسليحات‌ ارتش‌ را به‌ محاصره‌ خود درآورده‌اند. مردم‌ درسرتاسر تهران‌ با نيروهاي‌ حكومت‌ نظامي‌ درگيرند. مردم‌ در حال‌ مسلح‌ شدن‌ هستند، ستون‌ زرهي‌ اعزامي‌ به‌ دوشان‌ تپه‌ مورد حمله‌ قرار گرفته‌، تعدادي‌ تانك‌ به‌ آتش‌ كشيده‌ و فرمانده‌ ستون‌ اسير شده‌ است‌، نيروهاي‌ هوانيروز از فرمان‌ سرپيچي‌ مي‌كنند و حاضر به ‌رفتن‌ به‌ اداره‌‌ تسليحات‌ نيستند، نيرويي‌ براي‌ حمايت‌ از فرماندار نظامي‌نمي‌فرستند.

اگرچه تلاش های مذبوحانه نظامیان سفاک پهلوی برای عدم سقوط همچنان ادامه داشت اما با بالا آمدن‌ آفتاب‌ 22 بهمن‌ همه‌‌ كلانترها، قرارگاه‌ شهرباني‌ در ميدان‌ سپه‌، ستاد ژاندارمري‌ در ميدان‌ انقلاب‌ سقوط‌ كرده‌ بودند و ده‌ تانك‌ و هزاران‌ مسلسل‌ و موشك‌انداز به‌ دست‌ مردم‌ افتاده‌ بود و هچنان مردم‌ مصمم‌ بوند تا شب‌ نرسيده‌ بقاياي‌ رژيم‌ پهلوی را نابود كنند.

 

1- روزنامه‌ كيهان ،22/11/1357، ص 2

2- عباس قره‌باغي، پيشين، صص 334 ـ 343

3- روزنامه‌ كيهان، 22/11/1357، ص 2

4- خاطرات ومبارزات شهيد محلاتي،تهران، 1375، ص 113

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.