پنجشنبه, 14 اسفند 1399 :: Thursday, 4 March 2021
 
کد خبر: 91679

بحران های داخلی، چالش های خارجی

بحران های داخلی، چالش های خارجی
بیش از یکسال رقابت درون حزبی و رقابت برون حزبی، سرانجام جو بایدن را چهل و ششمین رئیس جمهوری آمریکا ساخت که سهم مهم آن اتحاد ارکان مختلف حزب دموکرات در برابر یک رقیب سرسخت به نام دونالد ترامپ بود.
پایگاه خبری ریشه
ترامپ چهار سال با دمیدن در عوامگرایی و ملی‌گرایی، بخش زیادی از جامعه آمریکا را که وجه مشترک آن‌ها برتری‌طلبی نژادی بود، تحریک کرد. این مساله، جامعه آمریکا را به شدت دو قطبی کرد و اختلافات را از سطوح سیاسی به سطوح عوام منتقل ساخت تا جایی که در ۱۷ دی‌ماه، پس از فراخوان ترامپ برای یک اجتماع اعتراضی علیه نتیجه انتخابات که او متقلبانه می‌خواند، به کنگره یورش برده شد و در نتیجه آن دست کم پنج نفر کشته شدند.
 
چالش های پیش روی بایدن
تا کنون بیش از ۱۰۰ نفر بازداشت و برای آن‌ها پرونده تشکیل شده است که برخی از آن‌ها با راجر استون، دوست صمیمی ترامپ که به تازگی مورد عفو او قرار گرفت، ارتباط داشته‌اند.
 
در کنار این مساله، تبعیض نژادی ساختاری در آمریکا که با قتل جورج فلوید سیاه پوست توسط یک پلیس سفید رخ داد، همچنان مورد اعتراض در جامعه آمریکا است و راهپیمایی‌ها و تجمع‌های مربوط به شکل‌های مختلفی ادامه دارد. این موضوع یکی از نکات کلیدی در تمامی مناظره‌ها و برنامه‌های حزب دموکرات و همچنین مناظره بایدن-ترامپ بود.
 
بر همین اساس هم بایدن یک زن و یک رنگین پوست را برای معاونت خود انتخاب کرد تا نشان دهد که نسبت به تبعیض نژادی حساسیت دارد و در برنامه‌های دولت خود آن را لحاظ خواهد کرد.
 
قطبی شدن شدید و همچنین تفرقه‌نژادی، تنها چالش‌های پیش روی بایدن در چهارسال آینده نیست، بلکه او با شورش فاشیستی هم روبرو است. هرچند رئیس جمهوری منتخب معتقد است کار این لحظه و کار چهار سال آینده باید بازگرداندن دموکراسی، نجابت، عزت، احترام و حاکمیت قانون باشد.
 
ترس از شورش فاشیستی که یکی از گروه‌های اصلی آن را پسران مغرور و گروه کیوانان تشکیل داده‌اند، مراسم تحلیف بایدن را آن‌قدر تحت تاثیر قرار داده است که علاوه بر استقرار تانک‌ها، نرده‌های پوشیده از سیم خاردار، بیش از ۲۵ هزار گارد ملی در اطراف کاخ سفید و کنگره، باعث شده است اف بی آی نسبت به شورش مسلحانه در پایتخت ۵۰ ایالت آمریکا هشدار صادر کند.
 
این مساله در اظهارات دونالد ترامپ هم در شامگاه ۱۷ دی‌ماه و هم دو روز پس از آن دیده می‌شد که از برپایی راهپیمایی حامیان خود در روز تحلیف خبر می‌داد و به صراحت اعلام می‌کرد بازی تازه آغاز شده است.
 
ترامپ کشوری به شدت قطبی شده و متفرق را به ارث گذاشت، به خشونت دامن زد و نظریه توطئه را گسترش داد.
 
به همین دلیل هم دموکرات‌های مجلس نمایندگان، استیضاح او را کلید زدند و ۱۰ عضو جمهوری‌خواه هم به آن‌ها پیوستند که برخی از آن‌ها در سطوح بالای این حزب بودند.
 
به این ترتیب، محکمه استیضاح دونالد ترامپ در سنای آمریکا که از یکم بهمن ماه با اکثریت دموکرات‌ها خواهد بود و سازوکار استیضاح را آن‌ها تعیین می‌کنند، چالش دیگری برای دولت بایدن خواهد بود.
 
این چالش از آن جهت اهمیت دارد که بایدن به دنبال تسریع سنا در رسیدگی به گزینه‌های پیشنهادی وی برای دولت آینده است تا هرچه زودتر بتواند کار را آغاز و وعده‌هایی که برای ۱۰۰ روز آینده داده است، عملی سازد.
 
ورود سنا به محکمه استیضاح، اگرچه ممکن است به محروم کردن ترامپ از برخی فعالیت‌ها منجر شود که برای حزب جمهوری‌خواه هم مفید خواهد بود،  اما آنچه که مسلم است، کار برای بایدن سخت خواهد شد چرا که جمهوری‌خواهان از این حربه، در پی انتقام برخواهند آمد همچنانکه در رای‌گیری کاملا حزبی در مجلس نمایندگان، دیده شد که آن‌ها با استیضاح ترامپ مخالفت کردند و در تایید پیروزی بایدن هم رای منفی دادند. از این رو، هر اقدام نادرست می‌تواند دو قطبی شدن جامعه را تشدید کند و شورش‌ها را گسترش دهد.
 
چالش بعدی دیگری که بایدن با آن مواجه است، همه‌گیری کرونا در این کشور است که تاکنون نزدیک به ۲۴ میلیون مبتلا و  ۴۰۰ هزار جان باخته ناشی از این بیماری داشته است.
 
این ویروس مهلک، نه فقط جان انسان‌ها بلکه اقتصاد آمریکا را هم به سرازیری سقوط کشانده است که به تبع آن، افزایش بیکاری، افزایش بی‌خانمانی و از دست رفتن مشاغل کوچک ایجاد شده است.
 
بسیاری از صنایع همچون هواپیمایی، رستوران‌ها، دانشگاه‌ها، گردشگری، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و مشاغل کوچک دچار ورشکستگی شده‌اند و همین مساله موجب رشد بیکاری در آمریکا شده است.
 
برخلاف ادعا‌های عمدتا ساختگی ترامپ مبنی بر روند رو به رشد اقتصادی، اخراج کارگران همچنان ادامه دارد که این اخراج نه فقط منجر به از دست دادن شغل که باعث قطع بیمه درمانی سهم کارفرمایان هم می‌شود.
 
از این رو، توزیع واکسن و رساندن بسته حمایتی به خانواده‌های آمریکا، دیگر چالش پیش روی بایدن است که به اعتقاد بسیاری از دموکرات‌ها، بهترین راه برای بایدن در متحد کردن ملت و بازگرداندن اعتماد به دولت،  دستیابی به نتایج ملموس در مورد موضوعاتی همچون مهار کرونا و رشد اقتصاداست که برای همه آمریکایی‌ها اهمیت دارد.
 
در این صورت، شاید هوشیاری بایدن در نیفتادن به دام بازی استیضاح ترامپ و واگذار کردن آن به کنگره، می‌تواند این فرصت را در اختیار او قرار دهد که با عبور از ترامپ، نشان دهد که اقدامات دو حزبی امکان‌پذیر است.
 
در کنار همه اینها، بایدن با یک چالش درون حزبی هم مواجه است و آن انتظارات جریان مترقی‌خواه است. این جریان با شروطی به حمایت از بایدن برخاست و انتظار می‌رود با نشستن برنی سندرز در جایگاه رئیس کمیته مالی سنا، پیشبرد برنامه‌های آن‌ها به طور جدی باید مد نظر بایدن قرار گیرد تا بتواند جامعه متزلزل و در حال فروپاشی را نجات دهد، در غیر این صورت برنامه‌های حمایتی و اقتصادی وی دچار مشکل خواهد شد.
 
سیاست خارجی بایدن

سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان محسن پاک‌آیین  اظهار داشت: اولویت‌های رئیس جمهور آمریکا بلافاصله بعد از در دست گرفتن قدرت اظهار داشت: خود آقای بایدن درباره این موضوع چندبار صحبت کرده و در برنامه ۱۰۰ روزه‌ای که ارائه داده، تمرکز بیشتری بر حل مشکلات داخلی آمریکا داشته است تا سیاست خارجی.

وی ادامه داد: این مشکلات داخلی عبارتند از اهمیت امنیت در داخل آمریکا که بایدن به طور مشخص به آن توجه کرده و در مراسم تحلیف هم به آن اشاره کرد، ناامنی که به دلیل اقدامات نژاد پرستانه ترامپ و هواداران او که بعد از مرگ جورج فلوید، موجب آشوب‌های داخلی در آمریکا شد؛ و تا امروز هم ادامه پیدا کرده است. در دوره مبارزات انتخاباتی آمریکا خودش را به طور جدی نشان داده که به اشغال کنگره نیز منجر شد.

سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان افزود: این‌ها نگرانی اول بایدن است و بعد از این بحث مقابله با کروناست که مسئله اصلی و جدی بایدن به شمار می‌رود. بایدن همچنین در اولین اقدام خود، بازگشت به سازمان بهداشت جهانی را احیا کرد و حکم ترامپ مبنی بر خروج از این معاهده را ملغی کرد. این اقدام نشان دهنده نگاه او مشخصاً به موضوع بهداشت و مسئله با کرونا است.

وی تصریح کرد: در حوزه خارج از کشور هم اولویت‌های اول بایدن، بازسازی روابط با متحدین سابق آمریکا مانند اتحادیه اروپا است و ترمیم روابط با چین و روسیه و به طور قطع موضوع برنامه هسته‌ای ایران و برجام هم در دستور کار آقای بایدن قرار دارد؛ البته در اولویت‌های اول نخواهد بود.

پاک‌آیین در پایان خاطرنشان کرد: لذا به نظر می‌رسد که تمرکز اصلی آقای بایدن بر مسائل داخلی و حل مشکلات با متحدین سابقش باشد و در ارتباط با برجام، تصمیماتی را خواهد گرفت که ممکن است این تصمیمات در همان روز‌های نخست نباشد و فاقد اولویت باشد. شرایط ایران هم در این زمینه کاملاً مشخص است.

 بایدن دنباله‌روی سیاست‌های اوباماست؟

پایگاه اینترنتی النشره در مطلبی نوشت: با به قدرت رسیدن جو بایدن و رای اعتماد کنگره به تیم سیاست خارجی، پنتاگون، اطلاعات و شورای امنیت ملی و ... که پیگیر راهبرد و سیاست خارجی این کشور خواهند بود این سئوال به ذهن می‌آید که آیا می‌توان انتظار داشت در سیاست‌های این کشور در پرونده سوریه تغییراتی ایجاد شود؟ یعنی آیا دولت جو بایدن در سیاست‌هایی که در دوران دو رئیس‌جمهور، باراک اوباما و دونالد ترامپ پیگیری می‌شد، تجدید نظر می‌کند یا همان سیاست‌ها را ادامه خواهد داد؛ یعنی همچنان نیرو‌های آمریکایی در شرق فرات و منطقه تنف باقی خواهند ماند، حمایت از نیرو‌های قسد، که برای تشکیل گروهی جدایی‌طلب در مناطق نفوذ خود تلاش می‌کنند، تداوم خواهد داشت و همچنان برای رسیدن به اهداف استعماری بر روی گروه‌های تروریستی سرمایه‌گذاری خواهد شد؟ 

کارشناسان به اجماع می‌گویند نمی‌توان خوش‌بین بود که با آمدن دولت جدید، تغییری در مواضع و سیاست‌های آمریکا ایجاد شود مگر اینکه این کشور در سوریه با خطرات قابل توجهی مواجه گردد و به بازنگری در سیاست‌های سابقش مجبور شود.

اما عواملی که موجب می‌شود بگوییم دولت جدید همان سیاست‌های سابق را پیگیر خواهد بود به شرح زیر است:
۱- بایدن و مقاماتی که او در دولتش تعیین کرد برخلاف اظهار نظرهایشان درباره توافقنامه هسته‌ای، تاکنون هیچ موضعی در قبال سوریه اتخاذ نکرده‌اند، آنان تاکنون بار‌ها از تصمیم خود برای بازگشت به برجام گفته‌اند بدون اینکه اشاره‌ای به سوریه داشته باشند. نکته قابل توجه اینکه مقامات دولت بایدن همان کسانی هستند که در دولت باراک اوباما مناصب مهمی در اختیار داشتند، مثلا جو بایدن خود معاون رئیس‌جمهور بود و از سیاست‌های اوباما در قبال سوریه، عراق و ایران حمایت می‌کرد، آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه کابینه بایدن، در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ سمت معاون وزیر امور خارجه و در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ سمت مشاور امنیت ملی را بر عهده داشت، یعنی بخشی از همان تیمی بود که سیاست‌های منطقه‌ای دولت اوباما را تدوین می‌کردند. او امروز در وزارتخانه‌ای منصب وزیری دارد که به صورت مستقیم ناظر بر سیاست خارجی دولت بایدن است.

۲- سیاست دولت بایدن همان سیاست دولت اوباما یعنی بهره‌گیری از ابزار‌های غیرمستقیم برای به راه انداختن جنگ نرم با هدف تحقق اهداف استعماری خواهد بود، چون معتقدند این روند مخالفان سیاست آمریکا را تضعیف می‌کند ضمن اینکه بر خلاف جنگ‌های نظامی بی‌نتیجه در عراق و افغانستان که از نظر مادی و بشری به کشور ضربه زد و در سال ۲۰۰۸ موجب بروز بحران‌های مالی و اقتصادی شد تا زمینه برای پیروزی اوباما در انتخابات فراهم شود، جنگ نرم هزینه مادی و انسانی بر کشور تحمیل نمی‌کند.

خوبی دیگر این روش این است که اگر جنگ‌های غیرمستقیم به بن‌بست برسد و اهداف مورد نظر را تامین نکند، با تکیه بر عواملی می‌توان پیامد‌های شکست را با امضای توافقنامه‌ها و تسویه حساب‌های موقت مهار کرد و از سیاست سابق عقب نشست به این امید که شرایط در آینده مهیا شود تا بتوان بار دیگر سیاست‌های سابق را به اجرا در آورد، به همین دلیل دولت اوباما در پرونده هسته‌ای ایران، وارد مذاکرات سختی با ایران شد و نتیجه آن امضای توافقنامه‌ای با مشارکت کشور‌های عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان بود.

امضای توافق با ایران پس از آن صورت گرفت که دولت اوباما به این نتیجه رسید سیاست تحریم و مجازات‌های اقتصادی علیه ایران نمی‌تواند تهران را وادار کند تا به شرایط مد نظر واشنگتن تن دهد، حتی این فشار‌ها نتیجه عکس داشت. یا آنکه توافقنامه هسته‌ای در شرایطی امضا شده بود که رژیم صهیونیستی به ریاست بنیامین نتانیاهو مخالفت شدیدی با آن داشت همانگونه که لابی صهیونیزم و نومحافظه‌کاران در آمریکا هم به شدت با آن مخالف بودند.

۳- حزب دموکرات هنوز به این نتیجه نرسیده است که سیاست مداخله در سوریه عقیم بوده است، سیاستی که اساس آن تداوم حضور نیرو‌های آمریکایی در سوریه برای غارت نفت این کشور، حمایت از رویکرد جدایی‌طلبانه قسد و حمایت از گروه‌های تروریستی و در راس آن‌ها داعش، برای توانمند ساختن آن‌ها جهت ادامه جنگ تروریستی با نظام سوریه و هم‌پیمانانش اعم از ائتلاف مقاومت و روسیه است. با این حساب باید گفت واشنگتن همچنان بر این باور است که جنگ فرسایشی علیه سوریه و هم پیمانانش باید ادامه یابد تا این کشور به شرایط آمریکا تن دهد. حتی شواهد نشان می‌دهد رویکرد آمریکا به عراق هم اینگونه است، این ادعا مبتنی بر عواملی است که برخی از آن‌ها عبارتند از:

  • بالگرد‌های آمریکایی در چارچوب تلاش برای آغاز مجدد فعالیت‌های تروریستی داعش، صد‌ها عضو این گروه را که اسرای قسد بودند به صحرای سوریه–عراق منتقل کرده‌اند.
  • گروه تروریستی داعش انفجار‌های خونینی را در میدان الطیران بغداد رقم زد که به شهادت و زخمی شدن ده‌ها نفر منجر شد.
    جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به شهر حماه حمله کردند و این حمله شهدا و زخمی‌هایی را درمیان غیرنظامیان برجای گذاشت.
  • قسد با محاصره مناطق مختلف شهر الحسکه و قطع آب به روی مردم شهر، در چارچوب فشار بر نظام سوریه جهت به تسلیم واداشتن دمشق در قبال جدایی طلبی شمال شرق سوریه، اقدامات ظالمانه‌ای را علیه ساکنان شهر به اجرا گذاشت.

بر اساس آنچه که گفته شد سوریه و هم پیمانانش در محور مقاومت همچنان به مقاومت در برابر جنگ نرم، تداوم نبرد با گروه‌های تروریستی تا پاکسازی مناطق مختلف سوریه از وجود تروریست ها، جلوگیری از به حقیقت پیوستن جدایی‌طلبی، افزایش مقاومت مسلحانه ملی و مردمی علیه اشغالگران آمریکایی و مزدوران آنان، دل بسته‌اند. بدون مقاومت و فرسوده کردن نیرو‌های اشغالگر و افزایش بهای حضور اشغالگران در سوریه، به گونه‌ای که زیان حضورشان فراتر از سود حضور و سرقت سرمایه‌های سوریه باشد، دولت بایدن به مرحله یأس و نومیدی نمی‌رسد و برای خروج بی‌قید و شرط از سوریه تصمیم نمی‌گیرد.

تجربه نشان داد استعمار آمریکایی در هر کشوری که وارد شد تسلیم شکست خود نشد، اما تنها در شرایطی بدون تحقق اهداف استعماری از آن کشور بیرون رفت که ضربات مقاومت بر پیکره نیروهایش روند رو به رشدی گرفت و هزینه‌های مادی و انسانی این کشور را افزایش داد و شرایط را برای آنان سخت، جهنمی و تحمل‌ناپذیر کرد که نمونه آن را در ویتنام، عراق و امروزه در افغانستان شاهد هستیم.

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.