پنجشنبه, 8 آبان 1399 :: Thursday, 29 October 2020
 
کد خبر: 87202

در بازار بورس چه میگذرد؟

در روزهای اخیر برخی اتفاقات مهم در حوزه بازار ارز توجه سهامداران را به خود جلب کرده است. از سه هفته قبل، شتاب افت ارزش ریال بیشتر شد و دلار از محدوده ۲۳ هزار تومان به مرز ۲۷ هزار رسید. بانک مرکزی در پاسخ، نرخ رسمی صرافی‌ها را با بازار آزاد منطبق کرد که اقدامی مناسب در راستای حذف رانت و تعدیل التهابات بازار بود.
پایگاه خبری ریشه

بازار سهام هفته گذشته شاهد بازگشت نسبی تقاضا به‌ویژه در شرکت‌های بزرگ و کالامحور بود به نحوی که با افزایش شاخص کل به محدوده بالاتر از ۷/ ۱ میلیون واحد، جهش هفتگی این متغیر به ۵/ ۹ درصد رسید. به این ترتیب، فاصله شاخص بورس از قله ۱۹ مرداد ۹۹ به ۱۸ درصد رسید؛ فاصله‌ای که پیش‌تر تا بیش از ۲۵ درصد گسترده شده بود. با این حال، مطالعه روند شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد؛ این نماگر در هفته قبل کمتر از یک درصد رشد کرده است. آنچه می‌توان از این واگرایی نتیجه گرفت این است که بازگشت اخیر شامل یک رونق فراگیر و دسته‌جمعی در کلیت بازار نبوده و رشد شاخص کل گویای تمرکز تقاضا بر سهام بزرگ و سنگین‌وزن است. این رفتار نیز عمدتا در پاسخ به برخی تحولات ارزی اتفاق افتاده و بنابراین می‌توان گفت هنوز در کلیت فضای اصلاحی بورس، تغییر بنیادین ایجاد نشده است.

سیگنال‌های مهم ارز برای سهام

در روزهای اخیر برخی اتفاقات مهم در حوزه بازار ارز توجه سهامداران را به خود جلب کرده است. از سه هفته قبل، شتاب افت ارزش ریال بیشتر شد و دلار از محدوده ۲۳ هزار تومان به مرز ۲۷ هزار رسید. بانک مرکزی در پاسخ، نرخ رسمی صرافی‌ها را با بازار آزاد منطبق کرد که اقدامی مناسب در راستای حذف رانت و تعدیل التهابات بازار بود. در تحولی دیگر، بر اساس شواهد میدانی، انعطاف در سامانه نیما در نرخ‌گذاری ارز صادرکنندگان افزایش یافته و همین امر نیز به نوبه خود در تعادل‌بخشی به بازار برای کوتاه‌مدت موثر بوده است. در بورس کالا هم قیمت‌گذاری محصولات فولادی با حداکثر انعطاف و با نرخ نزدیک به آزاد انجام می‌شود. در همین حال، رشدهای اخیر ارز منجر به سقوط نسبت نقدینگی دلاری به کف تاریخی کمتر از ۱۱۰ میلیارد دلار شده است؛ وضعیتی که نمایانگر کاهش توان رشد بیشتر ارز در کوتاه‌مدت با نقدینگی موجود است. مجموع تحولات این احتمال را تقویت می‌کند که در کوتاه‌مدت امکان تعادل عرضه و تقاضا در بازار ارز فراهم شود. برای بورس اتفاقات اخیر در بخش شرکت‌های کالامحور به لحاظ رشد درآمد و سودآوری ریالی در کوتاه‌مدت مثبت تلقی می‌شود که واکنش هفته اخیر بازار نیز در همین راستا قابل تحلیل است.

کمک تولید به بورس؟

در ادبیات مرسوم اقتصادی معمولا از بازار سرمایه به‌عنوان ابزاری در جهت تجمیع و تجهیز سرمایه‌ها در مسیر تسهیل تولید و سرمایه‌گذاری در بخش واقعی اقتصاد یاد می‌شود. به این ترتیب، بنگاه‌ها برای افزایش ظرفیت، نوآوری و رشد بهره‌وری به سراغ بورس می‌روند تا با فروش سهام جدید به عموم در مسیر خلق ارزش افزوده گام بردارند. در سال‌جاری، پیش از اصلاح اخیر، این دیدگاه به قوت مطرح بود که شرکت‌ها باید از فرصت ایجاد شده برای تامین مالی از بازار در قالب فروش سهام مازاد و افزایش سرمایه استفاده کنند؛ اتفاقی که در عمل به دلیل سرعت تحولات بورس و کندی عکس‌العمل در طرف عرضه اتفاق نیفتاد و هجوم نقدینگی سرگردان تنها قیمت‌های سهام موجود در بازار را چند برابر کرد. حال، با آغاز روند اصلاحی قیمت سهام که رشدهای انفجاری را تا پیش از این ثبت کرده‌اند، بحث سهام خزانه مطرح شده که به معنای تزریق منابع نقدینگی برای خرید سهم خودشان و کاهش سرمایه در اختیار شرکت‌هاست.

در دفاع از این رویکرد این نکته مطرح می‌شود که اقدام مشابهی عمدتا در سطح جهانی و غرب صورت می‌گیرد حال آنکه باید به تفاوت‌های مهمی در این زمینه توجه داشت. اولین تفاوت به هزینه سرمایه و تامین مالی در ایران مربوط است که بالاتر از همه نمونه‌های جهانی است. از منظر صرف ریسک نیز بازار سهام ایران نرخ بالاتری نسبت به کشورهای دیگر دارد که باز هم در تخصیص منابع مهم تلقی می‌شود. دوم نبود مالیات بر تقسیم سود سهام در ایران است در حالی که این مساله در دنیا، یکی از انگیزه‌های مهم اجرای سهام خزانه است. به عبارت دیگر، خرید سهام خود شرکت‌ها با هدف انتقال منافع حاصل از وجه نقد مازاد در ترازنامه به سهامداران (از طریق افزایش نرخ سهام) باستفاده از معافیت مالیاتی انجام می‌شود.

در شرایط معافیت مالیاتی، طبیعتا مطلوبیت پرداخت مستقیم منابع مازاد شرکت‌ها به خود سهامداران، از خرید سهام بیشتر است. در نهایت، فرق مهم دیگر این است که اجرای خرید سهام خزانه توسط هیات‌مدیره شرکت‌ها با هدف حداکثر انتفاع سهامداران موجود و در نرخ‌های کف صورت می‌گیرد. این در حالی است که با عنایت به رشد چند برابری سهام از یک سو و ناپایداری عوامل موثر بر سودآوری شرکت‌ها، خرید سهام خزانه می‌تواند به معنای استفاده از منابع متعلق سهامداران فعلی جهت ایجاد فرصت خروج برای سهامداران فروشنده در نرخ‌های نه چندان ارزان تعبیر شود. به این ترتیب به نظر می‌رسد با اجرای طرح سهام خزانه، مسیر قبلی کمک بورس به تولید شکل معکوس به خود گرفته است آن هم در شرایطی که معمولا بخش تولید در ایران از کمبود سرمایه در گردش و ناکافی بودن منابع برای اجرای طرح‌های خود شکایت می‌کنند. از این رو انتظار می‌رود تا با ملاحظه دقیق شرایط، اجرای طرح سهام خزانه توسط شرکت‌ها با رعایت جمیع جوانب و در راستای حداکثرسازی منافع همه ذی‌نفعان بلندمدت صورت پذیرد.

نیم‌نگاه بازارها به سیاست در «ینگه دنیا»

در حالی که ۴۵ روز تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی است، نخستین مناظره دو کاندیدای رویداد مزبور در هفته جاری برگزار می‌شود تا رقابت‌ها وارد جدی‌ترین فاز خود شود. روی کاغذ و در نظرسنجی‌ها، موقعیت نامزد دموکرات در شرایط برتری قرار دارد و فاصله آرا با ساکن فعلی کاخ سفید نه تنها از سال ۲۰۱۶ بلکه حتی سال ۲۰۰۸ (زمانی که نامزد دموکرات با فاصله چشمگیری رقیب خود را شکست داد) نیز بیشتر است. تغییر احتمالی رئیس‌جمهوری آمریکا برای بازارهای سهام و کالا در جهان دلالت‌های چشمگیری خواهد داشت به همین دلیل هزینه بیمه نوسان قیمت دارایی‌ها در اکثر بازارهای مالی اخیرا به شدت افزایش یافته که نشان از نااطمینانی موجود است.

در ایران نیز با عنایت به رویکرد متفاوت اعلام شده توسط نامزد دموکرات در تعامل با ایران و موضوع بازگشت به برجام، انتخاب جوبایدن می‌تواند بر فضای بازارها تاثیر زیادی بگذارد و با ایجاد تغییرات در تعادل‌های کنونی اقتصاد ایران به‌ویژه از منظر بازگشایی مجاری بازرگانی و ورود ارز به کشور، فضای متفاوتی را رقم بزند. از این رو، تعقیب دقیق تحولات این دوره برای فعالان بورس تهران نیز مهم تلقی می‌شود؛ به‌ویژه آنکه به نظر نمی‌رسد احتمالات کنونی در زمینه پیشتازی نامزد دموکرات در مفروضات اکثر سرمایه‌گذاران در ایران به‌طور جدی ملاحظه شده باشد.

 نقدینگی در بورس به سفته‌بازی دامن زده است

حیدر مستخدمین حسینی درباره دلایل رشد نقدینگی و نقش بازار سرمایه در آن، اظهار کرد: خلق نقدینگی زمانی می‌تواند نقطه ضعفی برای اقتصاد باشد که تامین کسری بودجه از طریق نظام بانکی با خلق اعتبار و نقدینگی همراه باشد. درحالیکه اگر نقدینگی به سمت تولید هدایت و تزریق شود و رشد نقدینگی با رشد تولید برابر باشد، آنگاه موجب افزایش تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال می‌شود.

وی افزود: در صورتی که نقدینگی به تولید تزریق نشود، ما به تفاوت آن بر تورم می‌نشیند و میزان تورم افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر، هر چه رشد تولید پایین باشد، رشد نقدینگی برابر با تولید نیست و بر تورم نشسته است که این امر، مرحله بحرانی برای اقتصاد ایجاد می‌کند.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: در شرایطی که نقدینگی موجود به سمت تولید هدایت نشده است، دولت تصمیمم می‌گیرد تا در بورس دخالت کند که انگیزه برای خرید و فروش در آن بازار ایجاد کند. وجوه نقدینگی که به سمت بورس رفت، اگر به سمت تولید حرکت می‌کرد قطعا می‌توانست به کاهش تورم کمک کند اما نقدینگی موجود در بازار سرمایه به سفته‌بازی دامن زده است.

به گفته مستخدمین حسینی اشخاص حقوقی و شرکت‌ها بخشی از تسهیلات دریافت کرده از بانک‌ها را به دلیل بازدهی بالا وارد بورس و سهام خرید و فروش می‌کنند. دخالت دولت در بورس مکانیزم خودکار آن بازار را بهم می‌زند و منجر می‌شود تا یک روز شاخص بورس بالا و روز دیگر پایین برود.

در ادامه این تحلیلگر اقتصادی با بیان اینکه برای کنترل نقدینگی دولت باید سعی کند که کسری بودجه نداشته باشد، گفت: بانک مرکزی نیز نظارت بیشتری بر بانک‌ها در زمینه خلق اعتبار داشته باشد تا خلق اعتبار به سمت سمت تولید برود زیرا، اگر نقدینگی وارد سوداگری شود منجر به افزایش تورم می‌شود. دولت و مجلس باید سعی کنند تا پایه پولی بانک مرکزی افزایش پیدا نکند و با هدف تقویت بورس از صندوق توسعه ملی برداشت نکنند که این امر، پایه پولی بانک مرکزی را افزایش می‌دهد و تورم را بالا می‌برد.

وی با تاکید براینکه بورس و حتی بانک‌ها باید مطابق استانداردهای خود عمل کنند و دولت و مجلس نباید دخالتی در آن داشته باشند، تصریح کرد: هدف اصلی بورس تامین منابع مالی است و در این راستا، دولت باید توضیح دهد که امسال برای چه پروژه‌هایی تامین مالی از طریق بازار سرمایه صورت گرفته است درحالیکه وضعیت فعلی سفته بازی و سوداگری در بورس بیانگر این است که نقدینگی بورس وارد تولید نشده است و تنها دست به دست شده است.

این کارشناس اقتصادی در پایان سخنانش خاطرنشان کرد که همچنان بنگاه‌های تولیدی در بورس برای تامین مالی باید به بانک‌ها مراجعه کنند درحالیکه بازار سرمایه با این حجم از نقدینگی نتوانسته است برای تولید تامین مالی داشته باشد.

نقدشوندگی فدای قوانین خودساخته

نقدشوندگی بازار به دنبال تشدید فضای هیجانی حاکم بر معامله‌گران و البته قوانین دست و پاگیر خودساخته طی روزهای اخیر به شدت مورد تهدید قرار گرفت. سهامی که در صف‌های فروش قفل شده و سهامداران هیچ‌راهکاری برای نقد کردن سهام خود نمی‌یابند. این وضعیت سبب شد تا روز دوشنبه ارزش معاملات خرد سهام که در دوره اوج بازار حتی سطوح ۳۰ هزار میلیارد تومانی را نیز ثبت کرده بود، به زیر ۳هزار میلیارد تومان نزول کند.

در این شرایط سیاست‌گذار بورسی به جای اینکه به دنبال حل اصولی مشکلات بازار باشد، مجددا حقوقی‌ها را واسطه کرد تا به اصلاح صف‌های سنگین موجود را جمع‌آوری کنند. اتفاقی که صبح روز گذشته سبب خروج مقطعی نمادهای بزرگ و به اصلاح لیدر بازار از صف فروش و حتی مثبت شدن برخی سهام شد. در این میان افت شاخص سهام به زیر محدوده حمایتی یک میلیون و ۶۰۰ هزار واحدی در این رفتار سراسیمه حقوقی‌ها بی‌تاثیر نبود. با این حال طولی نکشید که مجددا معامله‌گران حقیقی دست به ماشه، در سمت فروش بازار فعال شدند و صف‌های فروش مجددا سنگین شد.
مسوولیت زیان خود را بپذیرید

همان‌طور که در دوره رشد بازار سهام به کرات عنوان شد، رشد افسارگسیخته قیمت سهام که از اواسط سال ۹۸ با شتاب بیشتری رقم خورد تنها به پشتوانه ورود پول‌های سرگردان رقم خورد و مولفه‌های بنیادی به‌طور کامل به دست فراموشی سپرده شد. در آن دوره بسیاری از سهم‌ها به محدوده‌های حبابی وارد شدند و برخی دیگر همچنان ارزنده قلمداد می‌شدند. در آن دوره طرفداران حباب قیمت سهام، به متغیرهایی چون سودآوری و نسبت قیمت بر درآمد بورس نگاه کرده و آن را همخوان با همین نسبت در بازار پول نمی‌دانستند و با افزودن فشار تحریم‌ها، وضعیت قیمت‌های جهانی و سایر آسیب‌های ناشی از کرونا در کنار کسری بودجه دولت در سال پیش رو، ظرفیت‌های بنیادی برای سهام قائل نبوده و سقوط شاخص بورس را حتمی قلمداد می‌کردند. اما موافقان رونق بورس تحلیل خود را بر عوامل دیگری سوار کردند.

این گروه، محدودیت‌های معاملاتی در بازارهای همسایه (به خصوص در بازار ارز)، حضور همه‌جانبه دولت در تالار بورس و افزایش بی‌سابقه ضریب نفوذ بازار سرمایه در بین توده مردم را از عوامل پیش‌برنده سهام بود. این گروه با تاکید بر پولی شدن کسری بودجه کاهش نرخ سود بانکی در تورم بالای فعلی را از دیگر عوامل توجیه‌کننده تداوم رشد قیمت سهام عنوان می‌کردند. واقعیت این است که فشار اقتصادی ناشی از افزایش تورم اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی، عموم صاحبان نقدینگی را بر آن داشت تا در تلاش برای حفظ ارزش سرمایه خود برآیند.

در این میان با توجه به رخوت دیگر رقبای بازار سهام، بورس به تنها مامن هجوم این پول‌های سرگردان تبدیل شد. پول‌هایی که می‌پنداشتند رشد قیمت‌ها تا نامتناهی ادامه خواهد یافت و پایانی برای آن وجود ندارد. عطش بورس‌بازان با کسب سودهای پرمقدار در کوتاه‌ترین زمان ممکن بیشتر نیز شد و برخی به اشتباه سرمایه‌های خود همچون ماشین و ملک را نقد کرده و وارد گردونه معاملات سهام شدند و با آغاز روند اصلاحی بورس، دستپاچه به صف‌های فروش پناه آورده‌اند. این دسته از معامله‌گران در شرایط فعلی اما تنها باید مسوولیت زیان خود را بپذیرند. موضوعی که یکی از شروط ماندگاری در بازارهای مالی محسوب می‌شود و عدم پذیرش آن نتایج مخرب‌تری را به دنبال دارد.

دامنه‌نوسان؛ بلای جان بورس‌بازان

اصلاح قیمت‌ها بعد از هر رشد پرشتابی طبیعی به نظر می‌رسد. اما زمانی اوضاع پیچیده می‌شود که برخی قوانین دست و پاگیر و البته حمایت‌های دستوری سبب فرسایشی شدن اصلاح بازار می‌شوند. محدودیت دامنه نوسان یکی از قوانین خودساخته بازار سهام کشور است که تنها به هیجانات (مثبت یا منفی) دامن زده و صف‌های خرید و فروش نیز به واسطه همین محدودیت ایجاد می‌شود. در صورت بازتر شدن این دامنه نوسان یا حذف آن (که البته به نظر می‌رسد یکباره امکان‌پذیر نباشد) شاهد بازگشت تعادل به بازار سهام خواهیم بود و رفتارهای گله‌ای نیز کمتر مشاهده خواهد شد.

آسیب‌های حمایت‌های دستوری

تنها در سه روز کاری گذشته که شاخص سهام افت حدود ۷ درصدی را ثبت کرده است، شاهد تغییر مالکیت ۳ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی در مسیر حقیقی به حقوقی بودیم. حمایت‌هایی که نه به خواسته سهامداران عمده بلکه به دستور سیاست‌گذار واقع شد. با این حال چنین اقدامی منجر به از بین رفتن صف‌های فروش سهام نشد و هر روز صف‌های سنگینی مقابل سهام تشکیل شده و تا آخر وقت نیز باقی می‌ماند. به‌نظر می‌رسد حمایت این‌گونه حقوقی‌ها هر چقدر هم که پر قدرت باشد، نمی‌تواند حجم پر فشار نقدینگی را که در یک سال اخیر وارد بازار سهام شده مهار کند.

علاوه بر این چنین اقداماتی تنها موجب آسیب به اعتماد سهامداران خرد به بورس تهران شده است. حمایت سهامداران حقوقی از قیمت برخی از سهم‌ها در تمام دنیا امری رایج است. این دسته از معامله‌گران به دلیل پرتفوی‌های با ارزش و بزرگی که دارند گاهی اوقات در هنگام نزول قیمت یک سهم اقدام به خرید و حمایت از قیمت آن می‌کنند تا ارزش پرتفوی خودشان افت چندانی را تجربه نکند. به عبارت دیگر سهامدار حقوقی هم مانند بقیه سرمایه‌گذاران به فکر حداکثر کردن سود خود است. اما به‌نظر می‌رسد وظیفه این دسته از سهامداران در بورس تهران تغییر کرده است.

به عبارت دیگر با مشاهده رفتار حقوقی‌ها در روزهای منفی بازار سهام به نظر می‌رسد وظیفه آنها محدود به حمایت از شاخص کل شده است. این رفتار موجب ارسال سیگنال‌های غلطی به سهامداران می‌شود. به‌طوری که در شرایط منطقی، اولین پیام مثبت خرید حقوقی‌ها این است که سهام خریداری شده می‌تواند آینده مثبتی برای سرمایه‌گذاری داشته باشد.

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.