شنبه, 14 تير 1399 :: Saturday, 4 July 2020
 
کد خبر: 83412

بازخوانی عزل بنی صدر؛ از فرماندهی کل قوا تا ریاست جمهوری

بازخوانی عزل بنی صدر؛ از فرماندهی کل قوا تا ریاست جمهوری
اقدامات نظامی بنی صدر در جریان ۱۶ ماه ریاست جمهوری اش، اعم از بی توجهی به هشدار‌های آغاز جنگ، بها ندادن به سپاه، عدم تحویل اسلحه به نیرو‌های مردمی و سپاه، همه و همه بیانگر خیانت‌های او در حساس‌ترین برهه انقلاب اسلامی بود؛ خیانت‌هایی که کمترین پاسخ به آن عزل از سمت فرماندهی نیرو‌های مسلح کشور بود.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ریشه

اوایل بهمن ماه 1358 اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد و مردم برای انتخاب رئیس‌قوه مجریه پای صندوق ‌های رأی رفتند و بنی‌صدر به ریاست‌جمهوری رسید. اواسط بهمن ماه همین سال نزدیک به ده روز بعد از انتخابات، امام خمینی حکم منتخب ملت را تنفیذ کرده و بنی‌صدر رسما رئیس‌جمهور ایران می‌شود.

ولی آنچه در تنفیذ حکم اولین رئیس‌جمهور پیش از موارد دیگر نمود و ظهور و بروز داشت نصیحتی است که امام خمینی آن روز خطاب به بنی‌صدر از آن سخن گفتند و‌ای کاش بنی‌صدر به این نصیحت گوش می‌داد !

امام خمینی در این روز در جمع اعضای شورای انقلاب، رئیس‌جمهور منتخب و جمعی از خبرنگاران، خطاب به بنی‌صدر فرمودند: من یک کلمه به آقای بنی‌صدر تذکر می‎دهم، که آن یک کلمه تذکر برای همه است: «حبّ‎الدنیا رأس کلّ خطیئة» هر مقامی که برای بشر حاصل می‎شود، چه مقام‌های معنوی و چه مقام‌های مادی، روزی گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است. من از آقای بنی‎صدر می‎خواهم که مابین قبل از ریاست جمهور و بعد از ریاست جمهور در اخلاق روحی‌‎شان تفاوتی نباشد. تفاوت بودن دلیل بر ضعف نفس است.

به راستی امام از کجا می‌دانست که بنی‌صدر شایسته این جایگاه نیست و میان امروز و فردای او تفاوت‌های بسیار خواهد بود که این گونه در ابتدای کار، نخستین رئیس‌جمهور را نصیحت می‌کنند و از آینده بیم‌اش می‌دهند!

اولین سخنان بنی‌صدر پس از تنفیذ

پس از قرائت حکم امام توسط سیداحمد خمینی، بنی‌صدر طی سخنانی می‌گوید: مردم ما معتقد نیستند که برای پیروزی و غلبه بر مشکلات با هم گلاویز بشوند، رجال دینی یا سیاسی ما، امرای ارتش، لازم است شب و روز با هم دعوا داشته باشند تا بشود گفت که شان و منزلت پیدا کرده‌اند، این دید یک انسان نیست. دید یک انسان این است که مقام در همکاری است.

بنی‌صدر از نخستین وظیفه رئیس‌جمهور سخن می‌گوید و می‌گوید وظیفه‌ام ایجاد تفاهم است، می‌گوید رئیس‌جمهور نشده‌ام تا مثل شاه بین مردم اختلاف ایجاد کنم. بنی‌صدر تعهد می‌دهد که بین مردم و گروه‌ها تفاهم ایجاد کند و...
آیا این گونه می‌شود؟! حقیقت آن است که بنی‌صدر درست از روز تنفیذ، آتش اختلافات را روشن می‌کند، با نهادهای قانونی کشور از جمله مجلس و قوه قضائیه درگیر می‌شود، آنها را به استبداد محکوم می‌کند و می‌گوید همه باید با من به عنوان رئیس‌جمهور منتخب مردم هماهنگ شوند، او هر چه می‌گوید خلاف آن را عمل می‌کند و گویی او نیست که این سخنان را بر زبان رانده است.

نگاهی به سخنان روز اول بنی‌صدر و مقایسه آن با عملکرد وی در طول یک سال و اندی ریاست‌جمهوری، نشان می‌دهد که بنی‌صدر درست در نقطه مقابل ایجاد تفاهم میان مردم گام برداشته است.

گام به گام به سمت استبداد؛ تلاش برای تسخیر مجلس!

به هر حال بنی‌صدر رئیس‌جمهور شد و در این شرایط بایستی نخستین مجلس شورای اسلامی، که در آن زمان مجلس شورای ملی خوانده می‌شد، نیز تشکیل شود تا رئیس‌ جمهور به صورتی رسمی بتوانند کار خود را با سوگند مقابل نمایندگان ملت آغاز کند.

از آنجایی که بر اساس قانون اساسی، مجلس باید به نخست‌وزیر رأی اعتماد می‌داد، انتخاب نمایندگان مجلس، از اهمیتی زیادی برخوردار بود. از این رو بسیاری بر آن بودند که مجلس را همسو با خود سازند.

بنی‌صدر که اینک اولین رئیس‌جمهور ایران شده بود، با علم به اینکه مجلس آینده در صورتی که موافق وی نباشد، مصائب زیادی بر وی تحمیل خواهد شد و همچنین برنامه‌‌های دور و درازش نقش بر آب خواهد شد، از همان روز اول از این سخن می‌گفت که مجلس باید با رئیس‌جمهور منطبق باشد.

وی در یکی از سخنرانی‌‌های خود در این راستا می‌گوید: مجلسی که در آینده تشکیل می‌شود، باید متناسب با برنامه‌ها و نظرهایی باشد که بر اساس آن انتخابات ریاست ‌جمهوری انجام شده است.

وی در این سخنرانی از کسانی که فکر می‌کنند در ایران هر کسی سوار شد تا آخر سوار می‌ماند، انتقاد کرد.

بنی‌صدر چند هفته بعد در مصاحبه با شبکه تلویزیونی الجزایر می‌گوید: اگر مجلس مخالف خطی باشد که رئیس‌جمهور بر اساس آن خط انتخاب شده است، یا متشتت باشد و یا دارای یک اکثریت ثابتی نباشد، این مجلس تبدیل به یک ضعف بزرگ خواهد شد.

او در گفت‌و‌گویی دیگر و با غروری مثال‌زدنی می‌گوید: باید مردم به تناسب رایی که به ریاست‌جمهوری داده‌اند به نمایندگان نیز رای دهند و اگر مجلس [با دولت] هماهنگ نباشد ایران منفجر می‌شود.

بنی‌صدر با این سخنان، سنگ دیکتاتوری را بنا می‌‌نهد، در حالی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی بایستی از سوی مردم انتخاب شوند و طبیعی است جهت‌گیری مجلس نیز منوط به رأی مردم است. بنی‌صدر می‌گوید مجلس بایستی با رئیس‌‌جمهور هم‌ جهت باشد و در راستای برنامه‌‌های دولت حرکت کند!

حمله بنی‌صدر به قوای مقننه و قضائیه!

چنان چه ذکر آن رفت، بنی‌صدر از آنجا که می‌دانست مجلس آینده در تشکیل کابینه و بسیاری از موارد دیگر نقش مهمی ایفا خواهد کرد، تلاش داشت تا نخستین مجلس پس از انقلاب را در قبضه خود داشته باشد.

بنی‌صدر بارها و با بهانه‌های مختلف، دیگر نهادهای جمهوری اسلامی از مجلس گرفته تا قوه قضائیه و دولت منتخب مجلس را غیرقانونی دانسته و خواستار انحلال این نهادها می‌شد.

این دخالت‌ها تاجایی گسترش پیدا کرد که دوم خرداد ماه سال60، بنی‌صدر طی نامه سرگشاده‌ای به شورای عالی قضایی نسبت به تغییر سمت‌های عده‌ای از مسئولین و قضات دادگستری اعتراض کرد.

وی در این نامه و به سنت دیرین و با سوءاستفاده از قانون اساسی نوشته بود « بنابر مسئولیتی که به موجب اصل 113 قانون اساسی برعهده‌دارم، ناگزیر بار دیگر اخطار می‌کنم که رویه شورای عالی قضایی در نقض قانون اساسی و هتک حرمت و نقض استقلال مراجع قضایی موجب تضعیف قوه قضائیه و سلب امنیت قضایی خواهد شد.»
بنی‌صدر بر اساس یک برداشت انحصار گرایانه از اصل 113 قانون اساسی، خودش را مافوق همه قوای سه گانه می‌دانست و معتقد بود که قوای سه گانه باید زیر نظر وی کار کنند و در مواردی که ابهامی در قانون وجود دارد یا میان قوای سه گانه اختلافی پیدا می‌شود، نظر رئیس‌جمهور ملاک و معیار خواهد بود.

اما شهید بهشتی در پاسخ به اینگونه برداشت‌های غیر منطقی بنی‌صدر در مصاحبه‌ای تاکید کردند: « در قانون اساسی وظایف و اختیارات رئیس‌جمهور مشخص شده است و هر جا توضیح و تفصیلی لازم باشد باید از طریق قوانین مفصلِ مصوب مجلس شورای اسلامی، نقاط مجمل آن روشن شود و هر جا از نظر انطباق با قانون اساسی با ابهام روبرو شدند، باید شورای نگهبان نظر دهد و در این رابطه نه برداشت و نظر رئیس‌جمهور ملاک و معیار است و نه دیگران. هر جا در فهم و برداشت قانون اساسی نظراتشان با مجلس مغایر باشد، طبق قانون اساسی رأی شورای نگهبان قطعی است و دیگر نباید ایشان یا مجلس روی رأی خود پا فشاری کنند، این مطلب بیان روشن امام امت است.»
بنی‌صدر کم کم پا را فراتر گذاشت و علاوه‌بر ادعای هماهنگی دیگر قوا با او، نقش هماهنگ‌کننده قوای سه گانه را نیز برای خود قائل شد و طی نامه‌ای به آیت‌الله شهاب‌الدین ‌اشراقی نماینده خود در هیئت حل اختلاف نوشت: «بر اساس اصل 113 قانون اساسی نقش هماهنگ کردن قوای سه‌گانه حق من است، از این را حق تذکر و اخطار قانون اساسی را دارم.»

شهید دکتر بهشتی به این اظهارات نیز چنین پاسخ دادند: «در قانون اساسی گفته نشده است که رئیس‌جمهور هماهنگ‌کننده است، بلکه ارتباط بین سه قوه به وسیله رئیس‌جمهور برقرار می‌شود، یعنی قوه مقننه وقتی می‌خواهد قانون به دولت ابلاغ کند از طریق رئیس‌جمهور ابلاغ می‌کند. همان طور که در قانون اساسی اصل 113 آمده است، وقتی که مجلس می‌خواهد قانونی را تصویب کند و به قوه قضائیه ابلاغ کند به رئیس‌جمهور می‌دهد تا امضاء کند، می‌دهد به هیئت دولت و از طریق وزیر دادگستری به قوه قضائیه می‌آید. بنابراین مسئله، مسئله ارتباط و تنظیم روابط است که این را ایشان و عده‌ای دیگر تبدیل کرده‌اند به یک کلمه هماهنگ‌کننده که در قانون اساسی نیست.»

 بنی‌صدر به دلیل همین برداشت نادرست از قانون اساسی و به خاطر روحیه قدرت‌طلبی که داشت، تصور می‌کرد که یک پادشاه است تا یک رئیس‌جمهور! از این رو می‌خواست تمام نهادهای قانونی نظام تحت امر او درآیند و بتواند به آنهایی که بر خلاف میل او کار می‌کنند، تذکر و اخطار دهد و حتی بتواند از فعالیت آنها به عنوان فعالیت خلاف قانون اساسی جلوگیری کند.

خیانت‌های جنگی بنی‌صدر به ملت ایران

بی‌توجهی به هشدار‌های احتمال وقوع جنگ

اقدامات نابخردانه بنی‌صدر در زمان جنگ تحمیلی، از همان روز‌های قبل از تهاجم ارتش بعث کلید خورد. زمانی‌که او به هشدار‌های نیرو‌های مرزی که تحرکات دشمن را گزارش می‌کردند، اعتنا نکرد.

امیر محمد حسن نامی در این زمینه می‌گوید: «سهل انگاری در این زمینه از سوی بنی صدر مشهود بود. او تا ۲۷ مهر ۵۹ جلسات شورای عالی دفاع را تشکیل نداد درحالیکه مُدام اخبار تحرکات دشمن مخابره می‌شد. یگان‌های اطلاعاتی نیروی زمینی قبل از شروع جنگ، گزارش‌های متعددی از آماده‌سازی لجستیکی و توپخانه‌ای و اقدامات شناسایی دشمن ارائه می‌دادند. بنی صدر می‌توانست جلسه شورای عالی دفاع را حداقل در شهریور ماه و زمانی که همه شواهد و قرائن نشان می‌داد چه اتفاقی قرار است بیفتد، برگزار کند، ولی تا ۲۷ مهر جلسه را تشکیل نداد. اگر آن جلسه زودتر برگزار می‌شد، شاهد آن پیشروی‌های ابتدایی ارتش بعث نبودیم. اگر این جلسات زودتر تشکیل می‌شد توان لشکر‌های ۷۷، ۲۱ و ۱۶ مورد استفاده قرار می‌رفت و ما با استفاده از «مواضع سَد کننده» کاری می‌کردیم که دشمن نتواند وارد خاک ما شود».

سردار اسماعیل کوثری در این زمینه می‌گوید: «۵ روز قبل از شروع جنگ تحمیلی، خبر‌هایی را که به مرکز می‌آمد دسته‌بندی می‌کردیم و برای رئیس شورای عالی دفاع که در آن موقع بنی‌صدر بود، می‌فرستادیم؛ با وجود اینکه در گزارش‌ها آمده بود که نیرو‌های ما ارتش عراق را تحت نظر دارند و آن‌ها به طور قطع به ما حمله خواهند کرد، اما بنی صدر به این گزارش‌ها توجهی نمی‌کرد».

بی‌اعتنایی به سپاه، بسیج و نیرو‌های مردمی
عدم استفاده از توان سپاه و نیرو‌های مردمی برای مقابله با تهاجم ارتش بعث، عجیب‌ترین تصمیم بنی صدر در مقام فرماندهی نیرو‌های مسلح بود. مقاومت در برابر نیرو‌های متولد شده توسط انقلاب، اصل مورد توجه بنی‌صدر در تمام امور بود.

سردار آسودی در این زمینه اینچنین می‌گوید: «بنی‌صدر اعتقاد داشت که مردم و بسیجیان نباید در مناطق جنگی حاضر شوند و به مبارزه با دشمن بپردازند. او این اعتقاد خود را علنا در چند سخنرانی هم بیان کرد. دو سه روز قبل از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، او یک سخنرانی بسیار تند و بی‌ادبانه را در صالح‌آباد ایلام انجام داد. او در این سخنرانی با ادبیاتی نامناسب رسما به نیرو‌های مردمی شرکت‌کننده در جنگ تاخت درحالیکه عشایر ایلام آن زمان صحنه را در برابر دشمن متجاوز ترک نکرده بودند و گفته بودند «ما می‌ایستیم و از خاک‌مان دفاع می‌کنیم». بنی‌صدر علاوه بر این صحبت‌ها، حملات غیرمستقیمی را نیز متوجه حضرت امام (ره) کرد. مردم غیور صالح‌آباد که شنیدن این حرف‌ها برای‌شان بسیار سنگین بود با سر دادن شعار‌هایی واحد، سخنان بنی‌صدر را مختل کردند و حتی عده‌ای از مردم به سمت او یورش بردند تا او را مجازات کنند که نهایتا محافظان بنی‌صدر او را از آن معرکه نجات دادند و بنی‌صدر سوار بر بالگرد به کرمانشاه و پس از آن به تهران آمد».

سردار کوثری نیز در این‌باره اعتقاد دارد که «بها ندادن به نیرو‌های مردمی و عدم توجه به سپاه، بزرگترین ضعف بنی صدر در اداره جنگ بود. اگر از همان آغاز جنگ بنی صدر به سپاه و بسیج میدان می‌داد، قطعا وضعیت نبرد در سال اول هجوم ارتش بعث به ایران اسلامی به نحو دیگری پیش می‌رفت».

ایجاد تفرقه میان ارتش و سپاه
مانع اصلی ایجاد وحدت میان ارتش و سپاه، شخص بنی‌صدر بود. او نه خودش در جایگاه فرماندهی کل قوا به سپاه تجهیزات می‌داد و نه می‌گذاشت نیرو‌های ارتش به سپاهی‌ها سلاح بدهند.  

امیر ابراهیم گلفام، در این زمینه می‌گوید: «سپاه در آن مقطع تشکیلات نوپایی بود و به شدت نیازمند حمایت‌ها و پشتیبانی‌های تجهیزاتی و تسلیحاتی بود، اما بنی صدر در مقابل تخصیص امکانات به سپاه، مقاومت می‌کرد. در چنین شرایطی برخی از فرماندهان ارتش مثل امیر حسنی‌سعدی که فرمانده عملیات آبادان بود یا سرهنگ کهتری که فرمانده گردان لشکر ۷۷ بود، از جمله چهره‌هایی بودند که خودشان داوطلبانه بخشی از تجهیزات و تسلیحات ارتش را در اختیار نیرو‌های سپاه قرار دادند».

سردار آسودی نیز در این‌باره می‌افزاید: «یک روز به واسطه اصرار فراوان و نامه‌نگاری‌های بسیار نیرو‌های سپاه و بسیج به شهید رجایی که نخست‌وزیر بود، از او خواستند  تا سلاح و تجهیزات در اختیارشان قرار بگیرد. شهید رجایی هم پس از جلسه‌ای که در پایگاه منتظران شهادت (گلف سابق) برگزار می‌شود این درخواست نیرو‌های سپاه و بسیج را همراه با خواهش و التماس به بنی‌صدر می‌گوید. بنی‌صدر به او اعتنا نمی‌کند و همینطور به قدم زدنش ادامه می‌دهد. علی‌رغم اینکه اصرار‌های شهید رجایی را می‌شنود، اما بی‌محلی کند و آرام آرام سوار ماشین می‌شود. ماشین حرکت خود را شروع می‌کند، اما هنوز هم شهید رجایی از درخواست خود دست برنداشته و همراه با ماشین حرکت می‌کند تا جایی که بنی‌صدر در همان حال از پشت شیشه ماشین به شهید رجایی می‌گوید «نمی‌شود؛ شما در این کار دخالت نکنید». بنی‌صدر حتی نایستاد تا با شهید رجایی که نخست وزیر کشور بود، حرف بزند. تنها هدفش خُرد کردن شخصیت شهید رجایی بود». بنی صدر

آغاز پیروزی‌ها با عزل بنی‌صدر
یکی دو روز بعد از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام راحل، اولین عملیات با مشارکت نیرو‌های سپاه و ارتش و بسیج با فرماندهی سرلشکر صفوی در منطقه دارخوین و با نام «فرماندهی کل قوا، خمینی روح خدا» انجام شد که بسیار موفقیت‌آمیز بود.

سردار آسودی در این رابطه می‌گوید: «عملیات‌های ظفرمندانه «فرماندهی کل قوا، خمینی روح خدا»، «ثامن‌الائمه»، «فتح‌المبین» و «بیت‌المقدس» ظرف یک سال بعد نیز بخش‌های بسیار زیادی از خاک کشور را از اشغال دشمن درآورد و کمر ارتش بعث را شکست. اینجا بود که همه مردم فهمیدند عامل اصلی شکست‌های ماه‌های گذشته، تدابیر و تصمیمات غلط بنی‌صدر بوده است».

امیر گلفام نیز در این رابطه می‌گوید: «بعد از عزل بنی‌صدر و فرار او از کشور، با حکم امام خمینی (ره) شهید فلاحی به‌عنوان فرمانده کل قوا انتخاب می‌شود. از زمان عزل بنی‌صدر تا ۶ مهر ۱۳۶۰ که شهید فلاحی به شهادت می‌رسد، او فرماندهی کل قوا را عهده‌دار بود. در حقیقت عامل اصلی کلیدزدن وحدت میان ارتش و سپاه، شهید فلاحی بود. او مدیری جهادی و بسیار شجاع بود. عملیات پیروزمندانه ثامن‌الائمه که منجر به شکست حصر آبادان در تاریخ ۵ مهر شد، محصول سه ماه فرماندهی کل قوای شهید فلاحی است. عملیات «ثامن‌الائمه» شاهکار عملیات‌های دوران دفاع مقدس است. از عملیات ثامن‌الائمه به بعد، جمهوری اسلامی ایران روی دور پیروزی‌های متعدد گام برداشت. عملیات ثامن‌الائمه از این جهت یک شاهکار بود که نیرو‌های مسلح ما اعم از ارتش، بسیج و سپاه از ۳ جهت حرکت می‌کردند و توپخانه‌های ارتش هم از ۳ جهت «شمال به جنوب»، «جنوب به شمال» و «شرق به غرب» تیراندازی می‌کردند. شلیک توپخانه‌ها و هماهنگی آتش در این عملیات باید به شکلی انجام می‌شد که نیرو‌های زمینی پیش‌رونده خودی را نزنند. به عبارتی آتش توپخانه‌ها باید همواره جلوتر از نیرو‌های پیاده بر زمین اصابت می‌کرد».

حکمت صبر امام (ره)

امیر نامی در این زمینه می‌گوید: «بعضی مواقع لازم است به افراد زمان داده شود تا بهتر شناخته شوند. اگر زودتر از موعد مقرر با بنی صدر برخورد می‌شد شاید مردم چهره واقعی او را نمی‌شناختند. اگر با چادر از کشور فرار نمی‌کرد اینگونه برای مردم شناخته نمی‌شد. اتفاقا راهبرد مقام معظم رهبری در موضوع آمریکا همانند راهبرد حضرت امام خمینی (ره) در برخورد با بنی‌صدر است و همین امر باعث شده مردم ما نسبت به آمریکا شناخت خوب و کاملی به دست بیاورند».

سردار آسودی نیز در این مورد می‌افزاید: «امام خمینی (ره) به دلیل آنکه نمی‌خواستند متکلم وحده باشند، صبر کردند تا خود مردم متوجه بی‌کفاینی بنی‌صدر شوند تا آن‌گاه حکم عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا را صادر کنند. امام راحل به هنگام انتخاب بنی‌صدر به ریاست جمهوری، اختیارات زیادی به او داد تا بعد‌ها همفکرانش مدعی نشوند که رئیس جمهور منتخب مردم اختیارات اندکی داشت و به همین دلیل بود که کاری از دستش برنمی‌آمد».

بنی‌صدر سرانجام با حکم امام و تصویب طرح عدم کفایت سیاسی‌اش در مجلس، از دایره سیاسی ایران خارج شد و با لباس زنانه و در اوج خفت‌وخواری از کشور گریخت.

 

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.