يكشنبه, 17 فروردين 1399 :: Sunday, 5 April 2020
 
کد خبر: 77585

ورزشکارانی که کشور خود را به دلار فروختند

ورزشکارانی که کشور خود را به دلار فروختند
تجربه نشان داده است ورزشکاران ایرانی که به کشورهای دیگر پناهنده شدند اکثرا نتوانستند درخشش سابق خود را تکرار کنند و در کشور دیگر عزت و احترام سابق را نداشتند.
پایگاه خبری ریشه
 

بسیاری از ورزشکاران پس از موفقیتی که با سرمایه کشورشان بدست می آورند و معروف میشوند به خیال موفقیت های بیشتر به کشور خود پشت می کنند و پناهنده می شوند. این اتفاق گرچه ظاهر اغوا کننده ای دارد اما تجربه نشان می دهد انگونه افراد پس از مدتی به کلی فراموش می شوند و به عنوان غریبه در کشور دیگری مدفون می شوند. فرجامی که تلخ و ناامیدکننده است.

پناهنده شدن ورزشکاران مقوله پیچیده‌ای است برخی از آن‌ها با وجود موفقیت‌های اندک ترک وطن کردند و پس از  پناهندگی هم نتوانستند جایگاهی قابل قبولی در ورزش کشور مقصد به دست بیاورند و در نهایت با یک تصمیم اشتباه عمر ورزشی خود را سوزاندند.

قطعا هر ورزشکاری که تصمیم به پناهندگی بگیرد برای خود دلایلی دارد با این حال نتیجه این اتفاق برای آنان مثبت و خوب نبوده. طی این سال ها ورزشکاران ایرانی در رشته های کشتی و تکواندو و ... تصمیم به پناهندگی گرفتند و بیش از همه به چشم آمدند.

در زیر مروری بر زندگی عمده ورزشکاران شاخص داریم که به پناهندگی روی آورده اند. نگاهی به این لیست، خود گویای راه رفته و عاقبت آنهاست که اکثریتشان، به پوچستان رویاها رسیدند؛ نه آرمان شهری که در پی‌اش، به همه ارزش ها و اصولشان پشت پا زدند.

سعید جانفدا

در سالهای بعد از انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی، با توجه به شرایط جامعه، ورزش و فوتبال از رونق افتاد و دیگر، اولویت نخست نبود. با خروج و خداحافظی ستاره های پیش از انقلاب از تیم ملی، فضا برای حضور جوانان جدید و جویای نام باز شد. مرحوم پرویز دهداری برای مسابقات مقدماتی المپیک سئول، مشتی جوان گمنام را به تیم ملی دعوت کرد که یکی از آنها سعید جانفدا بود. گوش چپ قلدر و خوش استیل استقلال که جزو پدیده های تازه فوتبال ایران محسوب می شد. جانفدا در بازی رفت مقابل کویت که با برد 2-1 ایران همراه شد، بازی نکرد اما در دیدار برگشت، مرحوم دهداری او را در نیمه دوم به زمین فرستاد تا نخستین بازی ملی خود را در شکست یک بر صفر مقابل کویت تجربه کند.

تیم ملی یک سال بعد، برای حضور در جام ملت های آسیا 1988 راهی یک اردوی تدارکاتی در آلمان شرقی شد و جانفدا در فرودگاه تیم را ترک کرد و به سفارت هلند رفت و تقاضای پناهندگی داد.

جانفدا در هلند اما عاقب بخیر نشد. او دو سال در این کشور سرگردان بود. او سرانجام در سال 90 به تیم کوچک ونلو پیوست و تا سال 94 در این تیم حضور داشت و 81 بازی انجام داد. پس از آن به یک تیم گمنام دیگر به نام رورموند پیوست و در طول مدت یک سالی که در این تیم بود، به میدان نرفت تا عمر ورزشی اش در غربت و در خاموشی به پایان برسد. از او دیگر خبری نشد!

فرجام ورزشکارانی که به ملت و وطن خود پشت کردند

انوشیروان نوریان

انوشیروان نوریان یکی از استعدادهای بوکس در سال های بعد از انقلاب به شمار می رود. در روزگاری که بوکس با تلاشهای احمد ناطق نوری از انزوا و محرومیت خارج شد و فعالیتش را از سر گرفت، نوریان یکی از پدیده هایی بود که خود را مطرح کرد و توانست در بازیهای آسیایی 1994 مدال برنز را کسب کند. او یک طلا و دو نقره آسیا و 6 قهرمانی کشور را در کارنامه دارد تا مهمترین چهره بوکس ایران در آن سالها باشد.

نوریان با کسب سهمیه المپیک 1996 آتالانتا، در این مسابقات حضور یافت اما نبرد اول شکست خورد و حذف شد. 4 سال بعد و در المپیک 2000 سیدنی، باز هم در مسابقات حضور یافت اما پایش این بار به رینگ نرسید و به خاطر مثبت درآمدن تست دوپینگ، از دهکده ورزشکاران اخراج شد. بعد از این اتفاق، کاپیتان تیم ملی بوکس شبانه از اردو فرار کرد و به دولت استرالیا درخواست پناهندگی داد و به ایران بازنگشت.

او در کشور کانگوروها برای گذران روزگار مجبور به کارسیاه شد. 2 سال در نمایشگاه اتومبیل کار می کرد و ماشین می شست. بعد از پایان محرومیتش بابت دوپینگ، با توجه به استعدادی که داشت، دوباره بوکس را شروع کرد و با توجه به توانایی ها و البته سطح پایین بوکس استرالیا، توانست عضو تیم ملی این کشور شود تا در المپیک 2004 آتن زیر پرچم استرالیا مسابقه دهد تا سومین المپیک زندگی اش را تجربه کند. نوریان در این مسابقات عنوانی بهتر از نهمی کسب نکرد.

فرجام ورزشکارانی که به ملت و وطن خود پشت کردند

نوریان بعد از این رقابتها با توجه به بالا رفتن سنش، بوکس را کنار گذاشت اما برای گذران روزگار در دام باندهای مافیایی قاچاق مواد مخدر افتاد و در دادگاهی متهم شد که در فاصله ماه فوریه 2014 تا فوریه 2015، در قاچاق محموله‌های بزرگ سودوافدرین جهت تولید مواد مخدر به این کشور دست داشته، اتهامی که به بازداشت او منجر شد.

وی پس از این ماجراها و مصیبت هایی که در استرالیا کشید، پس از 7 سال اعلام کرد که از حضور در این کشور پشیمان شده و سرانجام با مساعدت مسئولان بوکس به ایران بازگشت. وی در فرودگاه، پاسپورت استرالیایی خود را تحویل داد تا مشخص شود دیگر تحت هیچ شرایطی نمی خواهد بازگردد. او در مقطعی با مساعدت ناطق نوری رئیس وقت فدراسیون در کنار تیم ملی نیز قرار گرفت.

وحید سرلک

وحید سرلک در جودو یک استعداد ویژه محسوب می شد که خیلی زود به تیم ملی رسید و با مدال های رنگارنگ آسیایی نام خود را سر زبانها انداخت. او در مسابقات جهانی در سال 2005 در مصر، در شرف کسب مدال طلا، به دلیل امتناع از مبارزه با جودوکار رژیم صهیونیستی، دستش از مدال کوتاه ماند. 4 سال بعد در مسابقات جهانی 2009 هلند مقام پنجم را کسب کرد که بهترین عنوان تیم جودوی ایران در طول نیمه دوم دهه ابتدایی سال 2000 بود.

فرجام ورزشکارانی که به ملت و وطن خود پشت کردند

در همین مسابقات چشم باشگاه های میزبان او را گرفت و در تعطیلات نوروزی سال 89 به المپیک روتردام هلند پیوست. سرلک با پایان رقابت های باشگاهی در هلند مدتی بعد به ایران برگشت و سپس به آلمان رفت. اما این بار بازگشتی در کار نبود. او از این کشور درخواست پناهندگی کرد. او برخلاف ادعاهای اولیه برای مبارزه در تیم ملی این کشور، نتوانست زیر پرچم آلمان مسابقه دهد. او که هدف اصلی تصمیمش را بهبود وضعیت معیشتی و ورزشی عنوان کرده بود، پس از پناهندگی هرگز نتوانست آرزوهایش را به حقیقت نزدیک کند و حتی رئیس وقت فدراسیون در آن دوران مدعی شد برای گذران امورش مجبور شده مدتی را در زیرزمین یک مغازه نانوایی کار کند.

وی در مسابقات جهانی 2019 توکیو، مربیگری تیم ملی تاجیکستان را بر عهده داشت که برای فعالیت در این سمت، بایستی پشت پرده های یک سال اخیر جودو ایران را بررسی کرد. ماجرای سعید ملایی، کلید واژه فهم همین مربیگری سرلک نیز هست!

محمدحسین ابراهیمی‎

در آغاز دوران شکوفایی شمشیربازی، محمدحسین ابراهیمی جزو نفراتی بود که در حلقه نفرات دوم محسوب می شد اما پیش از اینکه بتواند در چرخه مدال آوری و افتخارآفرینی قرار بگیرد، فرار را برقرار ترجیح داد. وی یکی از معدود شمشیربازانی بود که در رشته فلوره استعداد داشت و در جهانی 2009 ترکیه درخشید اما به پست شمشیرباز رژیم صهیونیستی خورد و از صعود به دور بعد بازماند.

فرجام ورزشکارانی که به ملت و وطن خود پشت کردند

در همان سال زمانی که تیم ملی ایران برای برگزاری اردوی آمادگی بازی‌های آسیایی گوانگژو به فرانسه سفر کرده بود، محمدحسین ابراهیمی یک روز پیش از بازگشت تیم ملی به تهران مخفیانه هتل محل اردو را ترک کرد و به هلند رفت. ظاهرا پیش از این با یکی از شمشیربازان ایرانی که چندین سال پیش پناهنده شده بود، ارتباط داشت و با کمک او این اقدام را انجام داد. از ابراهیمی بعد از پناهندگی رد و نشانی در ورزش باقی نماند.

راحله آسمانی

راحله آسمانی در تکواندو یکی از پیشروها بود. وی تکواندو را از باشگاه کیان‌پور کرج و از سال 79 آغاز کرد و با توجه به استعدادش خیلی زود چهره شد. او پس از چند قهرمانی در کشوری و طلای جام فجر در اسفند 89، ملی پوش شد و توانست تاریخ‌ساز شود.

او اولین تکواندوکار زن ایرانی بود که توانست به فینال بازیهای آسیایی برسد. او در وزن 62 کیلوگرم بازیهای آسیایی گوانگجو 2010 نقره گرفت و در همان سال در تورنمنت منچستر مدال طلا را بر گردن آویخت. آسمانی اما بسیار کم طاقت بود و پس از موفقیت در بازیهای آسیایی با توجه به بدقولی مسئولین در زمینه اهدای پاداش و عدم رسیدگی به این موضوع از سوی فدراسیون، ایران ترک کرد و به بلژیک رفت. وی در سال 2012 زمانی که 23 ساله بود، بعد از 5 سال حضور در تیم ملی و دلخور از عدم توجه و خلف وعده، راهی اروپا شد تا آرزوهای خود را در سرزمین دیگری جستجو کند.

فرجام ورزشکارانی که به ملت و وطن خود پشت کردند

مدال نقره گوانگژو رزومه خوبی برای او بود اما نه به این اندازه که از روز ورودش به خاک بلژیک، تابعیت تازه و زندگی ایده آل دودستی تقدیم او شود. او به نوعی از صفر شروع کرد و در بدو ورودش شروع به درس خواندن و کار نمود. آسمانی در یک دفتر پستی مشغول به کار شد و همزمان تمرین می کرد تا در نهایت بتواند تابعیت بگیرد. او از سال 2013 با پرچم بلژیک تنها اجازه حضور در مسابقات آزاد را داشت و طبق مقررات جهانی به او اجازه حضور در مسابقات رسمی داده نمی شد.

طلای مسابقات آزاد 2013 آلمان، برنز آزاد بلژیک، طلای مستر هلند و نشان طلای 2013 تاپیا از عناوینی بود که آسمانی پس از مهاجرت کسب کرد تا سرانجام پس از فراز و نشیب های فراوان زیر پرچم بلژیک در المپیک ریو 2016 مبارزه کند. او ابتدا قرار بود در تیم پناهندگان روی شیاپچانگ برود اما تلاش های بلژیکی ها نتیجه داد تا آسمانی به عنوان عضو تیم تکواندو این کشور در المپیک مبارزه کند. ریو 2016 اما پایان تلخی برایش داشت.

آسمانی در دیدار رده‌بندی وزن دوم المپیک یعنی 57- کیلوگرم نتیجه را در راند طلایی به هدایا وهبه تکواندوکار محجبه مصر واگذار کرد و از کسب مدال باز ماند. در پایان مسابقات و این ناکامی تلخ، راحله آسمانی از تکواندو خداحافظی کرد تا به آرزوی بزرگش یعنی مدال المپیک نرسد و با حسرت با ورزش خداحافظی کند.

 

رفت و آمد های از این دست زیاد بوده اما شکی وجود ندارد که حالا اگر از همه آنهایی که رفته اند سوال کنید یک حس پشیمانی را روی شانه های خودشان احساس می کنند. آنها چیزهای دیگری را از دست دادند که با هیچ پولی به دست نمی آید!

این طیف ورزشکاران وقتی که به کشور های بیگانه میرسند. تازه میفهمند که آن احترام وعزتی که در کشور ایران داشتد در کشور خارج آن احترام را ندارند وبا بی تفاوتی با آنها برخورد میشود.تازه میفهمند آرزویی که داشتند به سراب تبدیل شده است.

بدون شک واژه پناهندگی که در واقع نوعی وطن‌فروشی به حساب می‌آید زیبنده هیچ‌‌کس نیست و گاهی اوقات تصمیمات شخصی یک نفر نه تنها آینده ورزشی‌اش را خراب می‌کند بلکه به وجهه ورزشی یک کشور هم لطمه وارد می‌کند. ضمن این‌که کسانی که ترک دیار کرده‌اند تا به آرزوهای خود برسند و مدال زرین و خوش‌رنگ المپیک و جهانی را کسب کنند در خارج از کشور هم به رویای خود دست پیدا نکردند و در شرایطی قرار گرفتند که نه راه پس دارند و نه راه پیش. شاید وقت آن رسیده است که ورزشکاران به این باور برسند تنها خرید یک بلیط عمر ورزشی آن‌ها را ضمانت نمی‌کند و باید به انتهای راهی که در آن پا می‌گذارند بنگرند.

 
انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.