پنجشنبه, 5 ارديبهشت 1398 :: Thursday, 25 April 2019
 
کد خبر: 64527

خیال خام درمورد آمریکایی ها

خیال خام درمورد آمریکایی ها
چه سنا، چه کنگره، چه ترامپ، چه اوباما، چه جمهوری خواه و چه دموکرات در آمریکا اساس مشترک با لباس های مختلف اند. کراوات آبی و قرمز در آمریکا تفاوتی با هم ندارند. پیام این واقعیت برای همه ما این است که امیدی به تغییر رویکرد آمریکایی ها با خودمان نداشته باشیم.
پایگاه خبری ریشه

 

یک هفته پس از اقدام دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در درج نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست تروریسم خارجی این کشور، واشنگتن با ثبت این اقدام خصمانه خود در سایت ثبت فدرال آمریکا رسماً به این کار مبادرت ورزید.

 

ترامپ هفته گذشته در بیانیه‌ای که به همین مناسبت منتشر کرد، گفته بود: امروز، من رسماً برنامه دولتم برای معرفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جمله نیروی قدس این نهاد را ذیل بخش ۲۱۹ قانون مهاجرت و امنیت، به عنوان یک سازمانی تروریستی خارجی (FTO) اعلام می‌کنم.

 

وی بدون اشاره به مبارزه بی امان سپاه پاسداران با تروریست‌های مصنوع این کشور در بخش‌هایی از خاورمیانه مدعی شده بود: این نخستین باری است که ایالات متحده بخش دیگری از حکومت (ایران) را در فهرست یک سازمانی تروریستی خارجی (FTO) قرار می‌دهد. آن بیانگر این حقیقت است که اقدامات ایران اساساً متفاوت از سایر کشورهاست.

 

فارغ از اینکه سایر نهاد های سیاسی تصمیم گیرنده در آمریکا، هم صدا با ترامپ به جنایت علیه سپاه پاسداران شریف ایران ادامه دهند در نظر گرفتن نکاتی برای تحلیل واقعه لازم است.

 

اساسا وقتی تصمیمی در آمریکا گرفته می شود؛ منظور نگارنده سیاست های کلی حاکمیت کثیف ایالات متحده است؛ مسیر پیچیده ی سیاسی تصویب و اجرایی شدن آن سیاست نباید موجب شود که در دام تزویر سیاستمدران آمریکا گرفتار شویم. وقتی ایالات متحده کمر به دشمنی با ایران بسته است، احمقانه است که امیدوار باشیم کنگره یا سنا مانع اجرایی شدن یک تصمیم ترامپ علیه ایران شوند. تروریست خواندن سپاه نیز از این قاعده مستثنی نیست.

 

کما اینکه ادعای صحیح ثابت بودن سیاست های مشترک سیاستمداران و نهاد های سیاسی آمریکا از هر حزب و جریان و جایگاهی، در بزنگاه های زیادی اثبات شده است.

 

 

 

دو رئیس جمهور رقیب با اقدامات مشابه

 

در تحلیل اشتراکات سیاست‌های اوباما و ترامپ نسبت به مسائل جهانی نقاط زیر قابل توجه است

 

 

 

1ـ در دکترین اوباما؛‌ جلوگیری از اقتدار یک ابرقدرت یا قدرت‌های رقیب؛ از اهداف اصلی سیاست خارجی آمریکا بود و عملیات نظامی مستقیم، جای خود را به جنگ‌های نیابتی داد. به عبارتی آمریکا از درگیری مستقیم علیه کشورهای هدف اجتناب ورزید و از نیروها و ابزارهای منطقه‌ای در جهت نیل به اهداف نظامی استفاده کرد. از آنجا که جنگ نیابتی بدون وجود بسترها یا زمینه‌های تنش و اختلاف یا شکاف میان عوامل نیابتی، تحقق پیدا نمی‌کند، آمریکا با بهره‌گیری از اختلافات کشورها و اقوام و فرقه‌ها، از جنگ نیابتی استفاده کرد. ایجاد و حمایت از گروه‌های تروریستی آنچنانکه در خاورمیانه دیده می‌شود از شکاف‌ها و انگیزه‌های قومی و مذهبی بشدت سوءاستفاده شد. در دوره ترامپ نیز با ادامه سیاست‌های اوباما، جنگ‌های نیابتی ادامه یافته و تحقق اهداف سلطه‌جویانه آمریکا، حتی به قیمت مداخله در کشورهای هدف در دستورکار است.

 

 

 

2ـ هرچه بیشتر قوای نظامی و دفاعی آمریکا با افزایش و بالا بردن خرید وسائل الکترونیکی حمایت‌کننده هواپیماهای جنگی، گسترش پروژه ساخت زیردریایی و کشتی‌های جنگی، خرید هلی‌کوپتر و ماشین‌های سبک جنگی برای ارتش، حفظ برتری نیروی هسته‌ای و اتمی، توسعه و ‌کارگذاشتن موشک‌های قاره‌پیما در نقاط مختلف جهان، کنترل وسایل ارتباطات بین‌المللی نظیر تلفن، اینترنت و ماهواره، تقویت بخش‌های جدید نیروی فضایی، افزایش پرسنل نظامی، مستقرکردن و جایگزینی قوای نظامی آمریکا در جنوب شرقی اروپا و همچنین جنوب شرقی آسیا، از سیاست‌های مشترک اوباما و ترامپ است.

 

 

 

3ـ حمایت از اسرائیل به عنوان محور نظم مورد نظر آمریکا در خاورمیانه و پیوند خوردن منافع ملی آمریکا با منافع اسرائیل و حمایت از این رژیم، از مشترکات سیاست‌های کاخ سفید در دوران اوباما و ترامپ است. باراک اوباما در دوره ریاست جمهوری، شرایطی را فراهم کرد تا بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری خود، منابع مالی نظامی و کمک‌های تجهیزات نظامی آمریکا به اسرائیل باز هم ادامه داشته باشد. 40 میلیارد دلار کمک نظامی آمریکا به رژیم اسرائیل در دوره اوباما رخ داد در حالی که جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، توافق‌نامه 30 میلیارد دلاری را برای ارائه تسلیحات نظامی به اسرائیل در دوره 2009 تا 2018 به امضا رسانده بود. دونالد ترامپ نیز سیاست دیرینه کشورش مبنی بر تقویت روابط آمریکا و اسرائیل را قدرتمندتر از قبل ادامه می‌دهد. در عین حال هر دو رئیس جمهور نیز نسبت به این‌که مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها باید با تشکیل کشور فلسطینی حل شود، اشتراک نظر دارند.

 

 

 

4ـ موضوع تقویت دیپلماسی عمومی در دوران اوباما بخصوص در دور دوم رئیس‌جمهوری وی به‌طور جدی در دستور کار قرار گرفت و ترامپ نیز از روزهای آغازین حضور در کاخ سفید، بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی را رهیافت دولت خود برای تحقق اهداف فرا ملی اعلام کرد. در هر دوره اوباما و ترامپ، مکررا از اهمیت تاثیر بر افکار عمومی و اصطلاحا دیپلماسی خیابانی صحبت کرده و توجه جدی به دیپلماسی عمومی که از بعد از یازدهم سپتامبر و آگاهی آمریکا از شدت احساسات ضد آمریکایی در جهان نمودار شد، کماکان ادامه دارد.

 

 

 

5 ـ تلاش برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام، همانند دوره ریاست جمهوری اوباما در دستگاه مدیریتی ترامپ نیز در اولویت است. متفکرین نومحافظه‌کار آمریکا همانند توماس فریدمن و چایکن معتقدند که «دنیای غرب اگر به امنیت آتی خود می‌اندیشد، باید از هیچ تلاشی برای جلوگیری از یکپارچگی مسلمانان فروگذار نکند.» این دو گرچه نومحافظه‌کار بودند اما به اوباما نیز، پیشنهاد کردند در سخنرانی‌ها از مفهوم «جهان اسلام» که نشان از یکپارچگی دارد، اجتناب کرده و به جای آن از مفهوم «مسلمانان» استفاده کند. لذا ایجاد تفرقه در جهان اسلام مد نظر دولت‌های اوباما و ترامپ بوده است.

 

6ـ موضوع انزوای ایران، متهم کردن ایران به حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر، تداوم پروژه‌های ایران‌هراسی و حمایت از مخالفان ایران در دستور کار اوباما و ترامپ قرار داشته است.

 

 *** چه سنا، چه کنگره، چه ترامپ، چه اوباما، چه جمهوری خواه و چه دموکرات در آمریکا اساس مشترک با لباس های مختلف اند. کراوات آبی و قرمز در آمریکا تفاوتی با هم ندارند. پیام این واقعیت برای همه ما این است که امیدی به تغییر رویکرد آمریکایی ها با خودمان نداشته باشیم.

 

خوش خیالی برخی مسئولین برای مخالفت یک نهاد سیاسی با تصمیمات وحشیانه ترامپ یک اشتباه استراتژیک است.

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.