سه شنبه, 26 شهريور 1398 :: Tuesday, 17 September 2019
 
کد خبر: 45771
رفتارشناسی آمریکا

تحمیل صلح به جای پذیرفتن شکست

تحمیل صلح به جای پذیرفتن شکست
در گزارش پیش رو به صورت اختصاصی در رفتار های به ظاهر صلح طلبانه آمریکا تاملی خواهیم کرد تا اهداف پشت پرده این کشور را در مواضع ریاکارنه اش بیشتر بشناسیم.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ریشه

رفتار های سیاسی هر کشوری مبتنی بر یک سری معادلات از پیش تعیین شده و اصول ثابتی است که عقلا وسیاستمداران هر کشور با محوریت کسب منافع بیشتر طراحی شده اند. سیاست های استعماری انگلستان، جنگ طلبانه آلمان نازی و امپریالیستی آمریکای جنایت کار در طول تاریخ از این قاعده پیروی کرده است. همچنین مواضع صلح طلبانه هرکشور نیز بر اساس منافع آن کشور طراحی می شود. چه این منافع به ارتقاء اهداف اخلاقی یا معنوی آن حکومت کمک کند و چه به ابعاد مادی کشور داری یاری رساند.

اگر کمی به تاریخ معاصر و اتفاقات دهه های اخیر در سطح بین المللی دقیق تر شویم می توانیم معادلات حاکم بر رفتار کشورهای مختلف را رمز گشایی و به همین ترتیب عکس العمل های آن ها را تحلیل و حتی واکنش های آینده را پیش بینی کنیم.

در گزارش پیش رو به صورت اختصاصی در رفتار های به ظاهر صلح طلبانه آمریکا تاملی خواهیم کرد تا اهداف پشت پرده این کشور را در مواضع ریاکارنه اش بیشتر بشناسیم.

به همین ترتیب لازم است تا اولین باری که آمریکا در عرصه بین المللی دچار شکست شده است را بشناسیم و در امتداد آن تغییر مواضع را در بحران های جدی اش بررسی کنیم. امروز سالگرد اولین شکست بین المللی آمریکا است که منجر به فرار مفتضحانه از ویتنام شد.

 

 

جنگ ویتنام

آمریکا در دهه 1950م مداخله در امور منطقه هند و چين را آغاز كرد و مانع اجراي توافق‏هاي بين‏المللي درباره وحدت ويتنام شمالي و جنوبي مي‏شد. در اوايل دهه 1960م، عمليات چريك‏هاي كمونيست كه به ويتْ‏كُنگْ شهرت داشتند افزايش يافت و دولت ويتنام جنوبي براي مبارزه با اين چريك‏هاي كمونيست، از آمریکا استمداد كرد. اعزام نظاميان آمریکا به ويتنام از سال 1962م و در دوران حكومت كِنِدي آغاز شد، ولي جانسون، رئيس جمهور بعدي ايالات متحده، بامداخله مستقيم در جنگ‏هاي داخلي ويتنام در 4 اوت 1964م، آمریکا را درگير جنگي كرد كه قريب 9 سال به طول انجاميد و به آمریکا تلفات سنگيني وارد آورد.

به موجب آمارهاي رسمي، تعداد سربازان آمریکايى كه طي 9 سال از اوت 1964 تا اواسط 1973م، در ويتنام جنگيدند از 8/7 ميليون نفر تجاوز مي‏كند. در اين جنگ، هواپيماهاي جنگنده و بمب‏افكن آمریکايى در وسيع‏ترين عمليات هوايى پس از جنگ جهاني دوم، چندين ميليون تن بمب بر شهرها و مراكز صنعتي و نظامي و ارتباطي ويتنام شمالي ريختند و خسارات فراواني به بار آوردند. به طور مثال، هواپيماهاي آمریکايى تنها از فوريه 1965 تا ژوئيه 1968م، ظرف سي ماه، طي بيش از يك‏صد و هفت هزار حمله هوايى خود، بيش از 2/5 ميليون تن بمب بر سر مردم بي دفاع اين كشور فرو ريختند و صدها هزار نفر را به خاك و خون كشيدند. قدرت تخريبي بمب‏هايى كه طي 9سال جنگ بر ويتنام ريخته شد، بيش از دو برابر قدرت تخريبي بمب‏هايى بود كه در طول جنگ جهاني دوم در آلمان مورد استفاده قرار گرفت.

در اين ميان مردم آمریکا كه به شدت از درگيري آمریکا درجنگ ويتنام و تلف شدن جوانان آمریکايى در اين جنگ ناراضي بودند از سال 1966م به بعد مخالفت خود را با ادامه جنگ ابراز كرده و خواهان توقف جنگ شدند. در نهايت با انتخاب ريچارد نيكسون به رياست جمهوري آمریکا، وي كه با وعده انتخابي خود براي پايان جنگ به اين مقام رسيده بود، جنگ ويتنام را با تحمل شكستي خفت‏بار براي آمریکا خاتمه داد. اين اولين جنگي بود كه آمریکا در آن شكست مي‏خورد. ولي اكثريت مردم آمریکا، كه به حقانيت خود در اين جنگ اعتقاد نداشتند از اينكه به هر قيمتي كه شده از اين مخمصه رهايي يافته‏اند راضي به نظر مي‏رسيدند. با امضاي قرارداد صلح ويتنام و آمریکا در فرانسه، نيروهاي آمریکايي از اين كشور خارج شدند و در 29 مارس 1973م، آخرين سربازان متجاوز نيز از ويتنام بيرون رفتند.

 

 

صلح مزورانه

پیمان نامه صلح پاریس که عنوان رسمی آن توافق پایان جنگ و بازیابی صلح در ویتنام بود در 27 ژانویه 1973 امضا شد تا صلح را در ویتنام برقرار کند و جنگ خونبار را پایان دهد.این توافق بین جمهوری دموکراتیک ویتنام (ویتنام شمالی) جمهوری ویتنام (ویتنام جنوبی) و ایالات متحده همچنین دولت موقت انقلابی که نماینده بومیان انقلابی ویتنام جنوبی بودند امضا شد و نبرد مستقیم نظامی آمریکا را پایان داد و به صوت موقت نبرد بین ویتنام شمالی و جنوبی را متوقف کرد. با این حال این توافق توسط سنای آمریکا تصویب نشد. با این که این توافق منجر شد که نیکسون قدرت نظامی آمریکا را در ویتنام جنوبی به تدریج کاهش دهد اما جنگ بین ویتنام جنوبی و شمالی ادامه داشت تا زمانی که سایگان به دست کمونیست‌ها افتاد. و امروزه جمهوری سوسیالیستی ویتنام که معمولا با نام ویتنام شناخته می‌شود به عنوان کشوری متحد باقی است.

 

 

*** شکست در جنگی به وسعت ویتنام، برای آمریکا دست آورد خبیثانه ای داشت که به زعم خودش تهدیدها را به فرصت و شکست ها را به پیروزی تبدیل کند. این دست آورد در یک خط خلاصه می شود. به جای شکست، دم از صلح بزن

این راهبرد ریاکارانه و خبیثانه سال هاست که در دستور کار روسای جمهور ایالات متحده قرار دارد و در دهه ها و سال های گذشته زیاد از آن استفاده کرده اند.

 

 

آمریکا و کره شمالی

کره شمالی مدت هاست که تهدید بزرگ برای آمریکا به حساب می آید. ترامپ هم که تازه کار است خوب می داند که یک غیر همپیمان قدرتمند چقد می تواند برایش خطرناک باشد. با توجه به سوابق هجوم ارتش آمریکا به کشورهای ضعیف با این پیش فرض هم مواجهیم که ایالات متحده ابایی از حمله به کره شمالی به خاطر مسائل انسانی و حقوق بشری نخواهد داشت. همانطور که کاملا منفعت طلبانه به افغانستان و عراق بی دفاع حمله کرد، به کره شمالی بی دفاع هم میتواند حمله کند. حتی اگر به شدت اقتصاد متزلزلش را به خطر بیاندازد. اما این کار را نمی کند چون کره شمالی قدرتمند است و همین تبل تو خالی آمریکا را به صدا در می آورد. صدای این تبل چیزی به جز دعوت به مذاکره و صلح و ... نخواهد بود. کما اینکه بار ها ترامپ، علی رغم روحیات عصبی و تهاجمی اش این خواسته را از کره شمالی داشته است.

 

 

دلایلی که آمریکا را از حمله به کره شمالی منصرف می کند

تعدادی از رازها و دلایلی مطرح شده است که آمریکا را به صرف نظر از حمله به کره شمالی واداشت:

جسارت و بی‌باکی رهبر کره شمالی

آنطور که روزنامه دیلی میل انگلیس نوشته است، به نظر می‌رسد که بی‌باکی رهبر کره شمالی یکی از دلایل اصلی بود که دولت ترامپ را واداشت تا از ترس اینکه تمامی منطقه شرق آسیا با خطری شدید مواجه نشود، از حمله به کره شمالی منصرف شود.

این روزنامه انگلیسی مدعی شد: با وجود اینکه به ترامپ هم به عنوان شخصی بی‌باک نگریسته می‌شود که ممکن است تصمیمات جسورانه بگیرد، اما ترامپ می‌داند که باید کجا توقف کند. او به خوبی می‌داند که هر درگیری با پیونگ یانگ به صورت بی‌سابقه‌ای برای منطقه مهم خواهد بود و هشدار وقوع جنگ جهانی واقعی را می‌دهد.

دیلی میل به نقل از مارک الموند، یک تحلیلگر سیاسی گزارش داد که رهبر کره شمالی می‌داند که با وجود تهدیدهایش علیه آمریکا، پیروز نخواهد شد اما ترامپ نیز می‌داند که تصمیم برای جنگ با کره شمالی به منزله خودکشی است و هر دو آنها به خوبی می‌دانند که اگر گزینه ورود به جنگ را انتخاب کنند، کشور خود را به حمام خون تبدیل خواهند کرد و همچنین آماج اهانت بسیاری قرار می‌گیرند که به آسانی نمی‌توان آن را پشت سرگذاشت.

توازن قدرت‌ها

روزنامه فارین پالیسی این گونه علت منصرف شدن ترامپ از حمله به پیونگ یانگ را توصیف می‌کند؛ حمله نظامی مستقیم به کره شمالی می‌تواند به تغییر بسیاری در توازن قدرت‌ها در منطقه متشنج بینجامد.

این مجله آمریکایی ادامه داد: توازن واقعی در منطقه شکل گرفته است و نفوذ و قدرت میان چین، آمریکا و روسیه تقسیم شده است و آمریکا از حمایت کره جنوبی و ژاپن برخوردار است در حالی که پکن و پیونگ یانگ توافق‌های تجاری گسترده‌ای دارند و در همین حال، روسیه تمایلی به افزایش نفوذ آمریکا در منطقه یا استقرار سامانه تاد در شبه جزیره کره توسط آمریکا ندارد تا تهدیدی را علیه امنیت ملی روسیه ایجاد نکند.

فارین پالیسی نوشت: اعلام جنگ در این زمان، خلل‌های بسیاری را برای این توازن ایجاد می‌کرد و اینکه ممکن بود واشنگتن وارد نزاع‌هایی با قدرت‌های بزرگ شود.

نبود حمایت بین‌المللی

خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس نیز به نقل از منابع کاخ سفید فاش کرد که برجسته‌ترین علتی که ترامپ را به منصرف شدن از ایده حمله به کره شمالی واداشت این بود که او حمایت بین‌المللی مطلوب را برای این عملیات نداشت.

یک منبع که خواست نامش فاش نشود، تصریح کرد: ترامپ بسیار بر حمایت روسیه و چین برای حمله‌ای محدود که توانایی‌های کره شمالی را کم‌تر کند، حساب باز می‌کرد اما او از این حمایت برخوردار نشد و بر عکس، پیام‌های شدیدی از سوی پکن و مسکو دریافت کرد.

مردم کره جنوبی

از سوی دیگر، مجله آمریکایی پولیتیکو گزارش داد که موضع مردم کره جنوبی و اینکه از تشدید مواضع علیه همسایه شمالی خود حمایت نکردند، یکی از برجسته‌ترین دلایلی بود که ترامپ را به منصرف شدن از تصمیم خود برای حمله نظامی به کره شمالی سوق داد چراکه این حمله از حمایت جبهه داخلی برخوردار نبود.

این مجله آمریکایی نوشت: مردم کره جنوبی به هیچ وجه آماده جنگی فراگیر نیستند آنها چندین دهه در شکوفایی اقتصادی به سر برده‌اند.

این مجله گزارش داد: هر گونه حمله آمریکا باعث ایجاد موج گسترده‌ای از دودستگی‌ها در جامعه کره می‌شود در حالیکه این جامعه روابط خانوادگی بسیاری با خانواده‌های متعدد کره شمالی دارد و با وجود خصومت در محافل رسمی، اما همگرایی مردمی وجود دارد که باعث می‌شود وقوع جنگ در وهله نخست به آماده کردن جبهه داخلی نیاز داشته باشد.

پیامدهای هولناک

مجله آمریکایی فارین افرز نیز در تحلیلی از مواضع نظامی آمریکا در قبال کره شمالی نوشت، همچنان شبح "هیروشیما و ناکازاکی" حول هر رئیس جمهوری در آمریکا می‌چرخد و هیچ رئیس جمهوری در آمریکا حتی ترامپ ریسک تکرار آن تجربه تلخ را نخواهد کرد.

 

 

*** همانطور که مشاهده شد تحلیل گران غربی هم حرفی از حقوق بشر و صلح در تحلیل رفتارهای آمریکا به میان نمی آورند. تنها ادله قانع کننده در عدم حمله آمریکا به کره شمالی این است که آمریکا از پیروزی در این جنگ مطمئن نیست.

شاید اتفاقی که در برخورد جدید آمریکا با برجام هم در حال رخ دادن است از این قاعده مستثنی نباشد. چرا که تا دیروز دست آمریکا به سمت ایران برای مذاکرات اتمی دراز بود و امروز که احتمالا متوجه شده اند منافعشان در برجام به خوبی تامین نمی شود به دنبال برهم زدن آن هستند. ناگفته نماند مهمترین هدف آمریکا از هر رفتاری با ایران حتما تضعیف قدرت دفاعی آن است.

امروز معلوم می شود که درخواست مذاکره از جانب غرب تنها یک راه حل مزورانه بوده است.

موارد بی شماری از این قبیل عقب نشینی ها و استفاده از راهکارهای ریاکارنه در تحقق اهداف آمریکا در سال های گذشته وجود دارد که حتما در حال مرور آن ها هستید.

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.