دوشنبه, 29 شهريور 1400 :: Monday, 20 September 2021
 
کد خبر: 36891

ایران نیازمند رئیس جمهوری در تراز انقلاب اسلامی

 ایران نیازمند رئیس جمهوری در تراز انقلاب اسلامی
اگر بگوییم در 38 گذشته و در دوره هایی که رئیس جمهور از سوی مردم انتخاب شده است، فردی که در قامت رئیس جمهور برای جمهوری اسلامی توانسته ردای ریاست را به واقع بر تن کند، تاکنون دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بوده است.

جمهوری اسلامی ایران به خاطر ویژگی های منحصر به فرد خود از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون دستاوردهای بزرگی داشته است که البته برخی عوامل درونی و بیشتر عوامل بیرونی مانعی بر سر راه پیشرفت هایی همه جانبه کشور بوده است.

اگر از ابتدای انقلاب یک بررسی اجمالی بر روی دولت های روی کار آمده داشته باشیم می بینیم که هر یک از آنها به نوعی در مسیر راه انقلاب خواسته یا ناخواسته انحرافاتی را داشته اند که هر یک از آنها باعث جلوگیری از رسیدن به هدف تعالی انقلاب اسلامی شدده است.

دولت موقت در ابتدای انقلاب هر چند کوتاه مدت بر مسند قدرت ققرار گرفت اما با سیاست هایی که در پیش گرفت، باعث شد تا استعفا دهد. مهمترین ضعف بازرگان و دولتش انقلابی نبودن آن بود، دولت موقت از همان ابتدا ساز مدارا و تن دادن به خواسته های آمریکا را کوک کرد و این برای انقلاب نوپای ایران خطری جدی محسوب می شد.

اکنون همگان با این بخش از تاریخ انقلاب اسلامی آشنا هستند که دولت مرحوم بازرگان چگونه و چرا سلاح های خریداری شده از آمریکا را که در حال تحویل بود پس فرستاد!

بازرگان حتی زمانی که سفارت آمریکا که لانه جاسوسی بود، با آن به شدت مخالفت کرد و پس از آن به محمد رضا پهلوی نامه نوشت و او را اعلیحضرت سابق خطاب کرد.

دولت موقت حتی با اصل ولایت فقیه مخالف بود و مقابل آن ایستاد، بازرگان سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را فرزندان این کشور و انقلاب می دانست در حالی که آنها اقدام مسلحانه را علیه انقلاب اسلامی و مردم آغاز کرده بودند.

مخالفت مرحوم بازرگان با اعدام عوامل جنایتکار منافقین در اوایل انقلاب خود موید آن است که او حامی آنها بود.

امام خمینی(ره) شخصاً نظر مثبتی بر نخست‌وزیری مرحوم بازرگان نداشتند، با این حال امام خمینی خود را مبرای از مسئولیت این اشتباه نمی‌دانستند. ایشان در سخنرانی ۲۹/۵/۱۳۵۹ به تشریح این اشتباه پرداختند و علت آن را نداشتن تجربه دانستند که علت اساسی آن بود که «ما دو دسته بودیم یک دسته‌مان از مدرسه آمده بودیم و یک دسته‌مان از خارج آمده بودیم. نه ما (مدرسه‌ای‌ها) تجربه انقلابی داشتیم و نه آنها (خارج‌نشین‌ها) روح انقلابی را» به این جهت «دولت موقت را قرار دادیم و خطا کردیم. از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد تا بتواند مملکت را اداره کند» انتخاب می‌کردیم. 

امام خمینی در این سخنرانی مسئولیت این اشتباه را پذیرفتند و فرمودند: «ما یا مقصریم یا قاصر و در هر دو جهت آن در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم و10 سال پس از پیروزی انقلاب می فرمایدهمچون گذشته اعتراف میکنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خاص و واقعی به اسلام ناب نداشته بودند اشتباهی بود ... والله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. والله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.»

پس از مرحوم بازرگان که حدود 10 ماه در دولت موقت مستقر بود و کشور را اداره می کرد، انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، انتخاباتی که ابوالحسن بنی صدر را به ریاست جمهوری رساند.

بنی صدر هم نتوانست با آرمان های انقلاب همراهی کند، او هم با منافقین  هم پیاله شد و دست در دست آنها قصد داشت تیشه به ریشه انقلاب نوپای ایران بزند.
بنی صدر در بهمن 58 در انتخابات ریاست جمهوری از سوی مردم انتخاب شد، اما عمر دولت او هم کمتر از زمان مقرر قانونی بود چرا که عمده اقدامات او باعث شد تا شرایط کشور در زمان جنگ وخیم تر شود.

همدستی و همراهی بنی صدر با منافقین از یک سو که باعث بروز فتنه شدده بود، و تصمیمات او در باره جنگ اوضاع کشور را با تنش های زیادی روبرو ساخت، او حتی به توصیه ها و نصایح حضرت امام(ره) هم توجهی نکرد و سرانجام با درخواست های مردمی که در راهپیمایی ها و تظاهرات خواستار عزل او از ریاست جمهوری بودند، نتیجه داد و مجلس شورای اسلامی رأی به عدم کفایت او داد.

حضرت آیت الله خامنه اعی که در آن زمان نماینده مجلس بودند، در جلسه بررسی عدم کفایت بنی صدر در سخنانشان 14 دلیل را برای اثبات عدم کفایت بنی صدر مطرح کردند که در عزل او تدثیر بسزایی داشت.

اما دولت بعدی که روی کار آمد،؛ دو.لت شهید رجایی بود. شهید رجایی که پیش از نخست وزیر دولت بنی صدر بود، از سوی رئئیس جمهور با فشارها و کارشکنی های زیادی روبرو گگشت که اختلافات شدیدی را به همراه داشت.

شهید رجایی خود را نامزد ریاست جمهوری کرد و عنوان دومین رئیس جمهوری اسلامی ایران را به خود اختصاص داد.

اما عمر دولت او

بسیار کوتاه بود، چرا که منافقین دفتر نخست وزیر را منفجر کرده و او و باهنر که نخست وزیر دولت شهید رجایی بود، به شهادت رساندند.
تاکنون از خود پرسیده ایم که چرا منافقین شهید رجایی و شهید باهنر را ترور کردند، اما بازرگان و بنی صدر حتی یک سوء قصد تروریستی را هم تجربه نکردند؟!

روز 11 مرداد همزمان‌ با عید سعید فطر در حسینیه‌ جماران، امام‌ خمینی ‌(ره) حکم‌ ریاست‌ جمهوری‌ شهید رجایی‌ را تنفیذ کردند.وی‌ در 12 مرداد 1360 در جلسه‌‌ علنی‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی، مراسم ‌تحلیف‌ را به‌ جا آورد و با انجام‌ همه مراحل‌ مقرر در قانون، رسماً رئیس‌جمهور شد.

نخستین اقدام شهید رجایی در مقام ریاست جمهوری، معرفی محمد جواد باهنر به عنوان نخست‌وزیر به مجلس شورای اسلامی بود که در روز 12 مردادماه 1360 صورت گرفت. باهنر نیز در 14 مرداد از مجلس رأی اعتماد گرفت و وزیران کابینه‌اش نیز در جلسه علنی مورخ 26 مردادماه از مجلس رأی اعتماد گرفتند و به این ترتیب یک دولت تمام عیار انقلابی و مکتبی، قوه مجریه را در اختیار گرفت

شرایط زمانی که رجایی به عنوان دومین رئیس‌جمهور انتخاب شد به دلیل وقوع حوادث بسیار مهمی همچون عزل بنی‌صدر، اقدامات مسلحانه و براندازانه مخالفان جمهوری اسلامی به ویزه منافقین، ترورهای پی در پی، جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی، یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی کشور بود..

شهید رجایی در دوره کوتاه مدت ریاست جمهوری خود (28 روز) راه و خط مشی انقلابی و مکتبی را که در دوره نخست‌وزیری در پیش گرفته‌ بود ادامه داد و بر خلاف دوره قبل، رییس جمهور و نخست‌وزیر هم فکر و هم رأی باهم بودند. 
عمر دولت انقلابی شهید رجایی و شهید باهنر بسیار کوتاه بود، 28 روز! دفتر نخست وزیری بمب گذاری شده بود، و در 8 شهریور 1360 کار دولت انقلابی شهیدان رجایی و باهنر پایات یافت. دولتی که با بودنش و ماندنش می توانست سبب ثمرات و اثرات مثبتی برای مردم، انقلاب اسلامی و کشور باشد.

پس آن که رجایی و باهنر به شهادت رسیدند، کشور خود را برای برگزاری یک انتخابات زودهنگام آماده کرد. مهر ماه 1360  انتخابات برگزار شد و آیت الله خامنه ای به عنوان سومین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.

از ابتدای انقلاب رئیس جمهور، نسخت وزیر را هم باید به مجلس شوورای اسلاممی معرفی می کرد، در واقع کابینه هم از سوی نخست وزیر و البته با صلاحدید رئیس جمهور به مججلس معرفی می شد تا ردی اعتماد بگیرد، چنین سبکی باعث اختلافات زیادی می شد، تنها دولتی که توانست با این روش کنار بیاید، دولت شهید رجایی و باهنر بود. میان این دو یک هماهنگی و همکاری ویژه ای دیده می شد که در هیچیک از دولت ها وجود نداشت.

دوران ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای همراه با دئوران دفاع مقدس بود، نخست وزیر وقت به خاطر سیاست هایی که در مسائل اقتصادی و جنگ اتخاذ کرده بود، اختلافات زیادی با رئیس جمهور داشت که شرح آن در تاریخ موجود است.

در واقع می توان گفت که سیاست های اقتصادی دولت میر حسین موسوی باعث شد تا جنگ طولانی تر شود چرا که دولت اعتقادی به حمایت همه جانبه از جبهه های جنگ نداشت و رزمندگان در آن 8 سال با کمبودهای شدیدی روبرو بودند.
پس از فوت حضرت امام خمینی، حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر انقلاب از سوی مجلس خبرگان رهبری برگزیده شد، دولت پنجم با ریاست جمهوری مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در 12 مرداد 1367 روی کار آمد.

دولتی که با پایان دوران دفاع مقدس همراه بود، سیاست های اقتصاد لیبرالی دولت باعث بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی در کشور شد، در این دئولت بود که پست نخست وزیری از دولت حذف شد و رئیس جمهور اختیار همه دولت را در دست داشت.

آقای هاشمی رفسنجانی ددر دوره ششم ریاست جمهوری هم پیروز میدان بود، علیرغم این که از سوی صاحبنظران، کارشناسان و سیاسیون با انتقادات جدی روبرو بود.

عمده ترین اشتباهاتی که در دوران ریاست جمهوری مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی مطرح است می توان به این مسائل اشاره کرد.

اختصاصی سازی به جای خصوصی سازی، تورم 50 درصدی، تکیه بیش از حد به قشری محدود از تکنوکرات ها، بلندپروازی های اقتصادی بدون منطق علمی، اجرای نامناسب طرح تعدیل اقتصادی و اجرای توصیه‌های بانک جهانی، احساس عدم نیاز به نظر مردم و طیفهای اجتماعی،  اشرافی گری، آقازاده سالاری،و فضای بسته رسانه ها و انتقاد ناپذیری و برخیی مسائل دیگر که باعث شد تا بسیاری از آرمان ها انقلاب اسلامی روی زمین بماند.

البته در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی اقدامات عمرانی و اقتصادی زیادی انجام شد که نمی توان آنها را نادیده گرفت، اما از یک توسعه پایدار به خاطر عوامل گفته شده در بالا، بسیار فاصله داشت.

سدهای زیادی در کشور ساخته شد، نفت و پتروشیمی رونق پیدا کرد، صنعت فولاد جان گرفت، اما همه اینها یک توسعه پایدار و همه جانبه را در پی نداشت و باعث ایجاد فقر برای اکثریت و ثروت برای عده ای خاص شد

 

8 سال دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی با روی کار آمدن دولت اصلاحات پایان یافت. سال 1376 دوران تازه ای برای جمهوری اسلامی ایران بود که سرمنشاء بسیاری از اتفاقات و عوارض بعدی از آن بود.

توسعه سیاسی در دولت اصلاحات در دستور کار قرار گرفت، در حالی که انقلاب اسلامی خود باعث توسعه سیاسی پس از فروپاشی رژیم شاهنشاهی شده بود.

می توان فهرست وار به برخی از اشتباهات دوران اصلاحات چنین اشاره کرد.

کمبود تولید داخلی و وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، ضعف فرهنگی مقابل تهاجم فرهنگی غرب، اشرافی گری و آقازاده سالاری (همان اشتباه دوران هاشمی)، نقطه ضعف مقابل قدرتهای بزرگ تحت عنوان
گفتگوی تمدنها، سیاست تنش زدایی مقابل تهدیدات آمریکا، توججه شدید و زیاد به توسعه سیاسی و بی توجه به مسائل دیگر و البته بسیاری مسائل دیگر که باعث تنش ها و چالش هایی برای کشور شد از جمله فتنه 78 که هزینه زیادی برای انقلاب به بار آورد.

دو دور ریاست جمهوری دولت اصلاحات هم در سال 84 به پایان رسید و نتیجه ان ورود فردی به عرصه ریاست جمهوری شد که هنوز هم بسیاری ددر کشور اعتقاد دارند او شرایط یک رجل سیاسی را برای نشستن بر جایگاه ریاست جمهوری را نداشت.

احمدی نژاد هم اشتباهات خاص خود را داشت علیرغم این که کارها و اقدامات عمرانی زیادی در دور اول ریاست جمهوری خود داشت.

تخریب بخش عمده ای از ظرفیت های دینی، ملی و انقلابی ، فرصت سوزی تاریخی در قبال امکان توسعه همه جانبه کشور به واسطه افزایش درآمدهای نفتی، ایجاد شکاف بین مردم، تخریب چهره ملت در صحنه جهانی ، عوام فریبی، قانون گریزی، عدم صداقت در گفتار، حاشیه سازی های بسیار خطرناک، درگیر ککردن خود با دیگر قوای کشور از جمله مجلس و قوه قضاییه، مخاافت با رهبری،  حیف و میل درآمد کلان بدست آمده فروش نفت، عدم کنترل واردات کالاها با ارز دولتی و ورود کالاهای غیر ضرور و ضربه به تولید داخلی و بسیاری موارد دیگر که باز هم هزینه های زیادی را برای کشور تراشید.

سال 88 انتخابات دور دوم ریاست جمهوری دولت نهم برگزار شد که می توان یکی از عوامل بروز فتنه را رفتارهای احمدی نژاد دانست. البته نقش اصلی و اساسی را گروهی بازی ککرد که در دوران دولت اصلاحات زمینه آن از فتنه 78 چیده شده بود و در فتنه 88 با نقش آفرینی عوامل بیگانه و دشمنی های آمریکا و دیگر عوامل وابسته بروز یافت.

دولت تدبیر و امید را باید برآمده از نفرت مردم به خااطر افراطی گری هایی دانست که در دولت نهم و دهم بذر آن کاشته شده بود، مردم از سیاست های تنش زا و تنش آفرین خسته شده بودند، فتنه 88 آنها را وادار کرد به فردی رأی دهند که شعار او تدبیر و امید بود، و در سال 92 اقای روحانی رئیس جمهور شد. شاید از میان همه آنهایی که در سال 92 نامزد شده بودند، فرد دیگری، بهترین گزینه ممکن بود، اما میزان رأی ملت است.  

دولت روحانی هم با فاصله گرفتن از آرمان های انقلاب اسلامی، راهی را در این چهار سال پیمود که نشان می داد او همچون دولت های سازندگی، اصلاحات و دولت پاک دست، از آنها وام گرفته و اشتباهات آنها را هر چنند در اندازه کوچکتر اما با تکرار آنها باعث شد تا رونند پیشرفت انقلاب اسلامی باز هم آنگونه که باید، نباشد.

دولت تدبیر و امید، همان سیاست اقتصادی دولت سازندگی را در پیش گرفت، سیاستی که در همان دوران هم باعث بروز مشکلات زیادی برای کشور شد. سیاست اقتصاد لیبرالی.

توجه دولت یازدهم به یک قشر خاص نمود بارزی دارد، روش های اقتصادی دولت کنونی به خوبی اشکار است که توجه به اقشار آسیب پذیر از درصد پایینی برخوردار است اما در عوض قشر سرمایه دار و مرفه با توجه ویژه روبرو است چرا که تصور بر این است که آنها سرمایه دارانی هستند که سرمایه شان می تواند رونق اقتصادی را به بار بیاورد. در حالی که سرمایه اصلی کشور اکثریت اقشار جامعه هستند نه آن چهار درصد سرمایه داری که با اشرافیگری عجین گشته اند.

یکی دیگر از اشتباهات بزرگی که دولت تدبیر و امید انجام داد، دلبستگی زیاد به نتایج برجام بود، برجامی که هنوز پس از گذشت 2 سال از اجرای آن از سوی ایران، نتایج مثبت آن وارد کشور نشده است چرا که مردم هیچ دریافتی از آن نتایج نداشته و آن را احساس نکرده اند.

همگان با دستاوردهای دولت یازدهم اشنا هستند و به نظر نمی رسد که نیازی به بازگو کردن آنها باشد چرا که از این دستاوردها زمان زیادی نگذشته است.

اکنون در آتسانه تشکیل دولت دوازدهم قرار داریم، دولتی که با چالش های زیادی روبرو است، مسائل و مشکلات اقتصادی، فساد، رکود اقتصادی، شرایط بحرانی منطقه، و بسیاری مسائل دیگر که برای آینده می تواند چالش آفرین باشد.

ابتدا باید گفت که یک دولت و رئیس جمهور باید خود را با مردم و رهبری هماهنگ کند، خواسته مردم خواسته ای است که دولت ها باید به آن توجه کنند و توصیه ها و راهکارهایی که رهبری نظام به همه دولت ها داشته اند باید چراغ راه هر دولتی باشد،

اگر یکک دولت به این عوامل که راهگشا است توجه ویژه داشته باشد، قطعاً بسیاری از مشکلات کشور با وجود راه حل های عملیاتی، بر طرف خواهد شد.

دولت ها و روسای جمهور باید خود را با مردم و رهبری هماهنگ کنند، ددر غیر این صورت چهار سال اینده را هعم باید با مشکلاتی سر کنیم که اکنون هم وجود دارد و در آینده افزایش هم خواهد یافت.

مردم اگر میخواهند شرایط تغییر کند و بهبود یابد، ابتدا نباید توقع معجزه در همان روزهای اول را داشته باشند، و در این راه یک انتخاب آگاهانه تر را برای خود در نظر بگیرند، انتخابی که از میان این 6 نامزد ریاست جمهوری با دقت بیشتری انجام شود.

مهم‌ترین اقداماتی که دولت دوزادهم باید در دستور کار خود داشته باشد می توان اینگونه نام برد؛

-اجرای خواسته های مردم که در چارچوب قانون و آرمان های انقلاب است.

-اجرای منویات و توصیه های رهبر معظم انقلاب اسلامی که برای هر دولتی راهگشا و کارگشا است.

توجه ویژه به ارمان های انقلاب اسلامی  -

-بهره گرفتن از نیروهای انقلابی در دولت خود

-استفاده از مدیران جهادی برای سرعت بخشیدن به خدمت رسانی به مردم
-اجرای اقتصاد مقاومتی به عنوان تنها نسخه برای حل اساسی مشکلات کشور

-مبارزه جدی با فساد، رانت خواری و اشرافیگری

 -جلوگیری از توزیع ناعادلاننه و غیر منصفانه ثروت در کشور

-رفع دغدغه های معیشتی مردم 

برای آن که کشور از مشکلاتی که وجود دارد، بیرون بیایدف نیازمند یک رئیس جمهور در تراز انقلاب اسلامی ایران است. رئیس جمهوری می تواند اولویت های بالا را پیاده کند که به قامت ریاست جمهوری برای مردم ایران اسلامی بیاید، در غیر این صورت باز هم تکرار گذشته را تجربه خواهیم کرد.

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.