يكشنبه, 10 اسفند 1399 :: Sunday, 28 February 2021
 
کد خبر: 21838

آنجا هیچکس نمی‌خواهد با یک "علی" همکار باشد!

آنجا هیچکس نمی‌خواهد با یک
نتایج پژوهش مجله معتبر اشپیگل بر تبعیض‌های نژادپرستانۀ فعلی در جوامع غربی مهر تأیید زد.  
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ریشه

خبرگزاری اشپیگل در جدیدترین شماره مجله خود سؤال زیر را مقدمۀ ورود به بحث قرار می‌دهد:

 

متقاضیان دوره کارآموزی، هر دو تا دارای شرایط کاملاً یکسان، یکی با نام "حسن" و دیگری با نام "تیم"، یکی "احمد" و دیگری "لوکاس"؛ کدام یک به مصاحبه دعوت خواهد شد؟

 

نتیجۀ مطالعات نشان می‌دهند به طور مثال در کشور آلمان معضل "تبعیض" بسیار جدی و حادّ است.

 

محققان طیّ پژوهشی با موضوع "تبعیض در بازار کار" یک سری رزومه‌های فرضی به کارفرمایان و شرکت‌های جویای نیرو ارسال کردند. هدف از این بررسی این بود که آیا "نام" فردِ جویای کار، تأثیری بر دعوت شدن یا نشدنِ وی به مصاحبه دارد یا خیر.

 

این تحقیق به وضوح نشان داد که متقاضیان با نام‌های غیرآلمانی (ترک، عرب،...) در مقایسه با متقاضیان با نام‌های آلمانی مجبورند رزومه خود را به کارفرمایان و شرکت‌های بیشتری ارسال کنند تا اندکی شانس خود را برای دعوت به مصاحبه افزایش دهند، رزومه‌های آنان توسط اغلب شرکت‌ها و کارفرمایان نادیده گرفته شده و حتی به جای "شما" با "تو" مورد خطاب قرار می‌گیرند.

"جان اشنایدر" سرپرست این گروه تحقیقی اعلام کرد که ما با معضل جدی تبعیض و نابرابری  مواجهیم.

 

1

 

البته نتایج این تحقیق، تازه نیست و پیش از این پژوهش‌های مشابهی بر وجود تبعیض و نابرابری‌های نژادی، طبقاتی، جنسیتی، حقوقی در محیط مدرسه، دانشگاه و بازارکار صحّه گذاشته بودند. اما تاکنون تحقیقی در این مقیاس بزرگ که انجمنی متشکل از هشت مؤسسه حمایت از پناهجویان، مطالعات وسیعی در مورد تبعیض در محیط کار را دخیل کند، تاکنون صورت نگرفته بود.

 

روال پژوهش بدین شکل بود که تیم اجرایی با همکاری مشاورین شغلی، چهار رزومۀ فرضی را که در آن نام دو نفر از متقاضیان، آلمانی و نام دو فرد دیگر ترکی در نظر گرفته شده بود، تنظیم کردند.

"حسن ییلمز" و "تیم شولهایس"

"احمد آیدین" و "لوکاس هویمان"

 

1

 

اسامی متقاضی کار به عنوان کارمند دفتر فروش، هر دو دارای شرایط یکسان از نظر ملّیت (آلمانی)، زبان مادری (آلمانی)، سال تولد (1996)، معدل (19)، میزان تعهد کاری بالا و علاقه‌مندی (ورزش فوتبال) طراحی شد. دو رزومه دیگر نیز با شرایط یکسان (فقط نام متفاوت) برای دو متقاضی دوره کارآموزی مهندسی مکانیک تنظیم شد.

 

هدف از انتخاب این دو شغل، رغبت اکثر جوانان به گذراندن این دوره‌های کارآموزی و تفاوت اساسی این دو رشته شغلی با یکدیگر بود.

 

محققان در مرحلۀ بعد، رزومه این چهار متقاضیِ فرضی را طی سه ماه و نیم به 1794 شرکتی که به طور تصادفی انتخاب و شرایط پذیرش کارآموز را داشتند، ارسال کردند.

 

به طور خلاصه نتایج عجیب زیر از پژوهش فوق به دست آمد:

 

1

 

"نام"، تعیین‌کننده سرنوشت است. متقاضی با نام آلمانی به طور متوسط  مجبور بود 5 بار ولی متقاضی با نام ترکی 7 بار درخواست همکاری بفرستد. همچنین مشخص شد که متقاضیان مهندسی مکانیک در معرض تبعیض بیشتری نسبت به متقاضیان کارمند دفتر فروش قرار گرفتند چراکه هر چقدر شرکت کوچکتر و کارمندان کمتر باشند، بی‌عدالتی بیشتر می‌شود.

 

1

 

شرکت‌ها با متقاضیان دارای نام آلمانی تماس تلفنی گرفتند و از آن‌ها دعوت به مصاحبه کردند، در حالیکه دو مورد متقاضی ترک تنها از طریق ایمیل و با خطاب "تو" از طرف شرکت رد شدند.

تنها اعداد و ارقام برای محققان حائز اهمیت نبود، بلکه آنان برای آگاهی از چگونگی انتخاب کارآموزان توسط شرکت‌ها، به طور تصادفی 13 نفر از مسئولین این دو رشته و رشته‌های دیگر را به جلسه گفتگو دعوت کردند. گفتگوکنندگان در کمال صراحت مسائلی مانند دردسرساز بودن کارآموزان خارجی، اهمیت به توقّعات مشتری و به خصوص نارضایتی مشتریان از حضور کارمند زن باحجاب در مشاغلی مانند پذیرش هتل را جزو دلایل رد کردن آن‌ها برشمردند.

 

1

 

یکی از کارفرمایان صراحتاً گفت: تیم ما از چندین سال پیش دیگر نمی‌خواهد با یک "علی" همکار باشد.

 

جان اشنایدر سرپرست این گروه تحقیقاتی توقعات نابجا، پیش‌داوری‌ها و عدم درک متقابل را پایه و اساس رشد تبعیض‌ها می‌داند که ضربۀ مهلکی به بدنه اقتصاد وارد می‌آورد:

 

کارفرما و شرکتی که چنین تبعیض‌هایی در درونش وجود دارد، متقاضیان واجدالشرایط را از دست خواهد داد. شرکت‌ها و دولت باید هر چه سریعتر وارد عمل شده و از ادامه این روند جلوگیری نمایند، در غیر این صورت اعتراض به کمبود نیروی متخصص معنایی نخواهد داشت.

 

به هر حال این پژوهش نمونۀ کوچکی از نابرابری‌های اجتماعی علیه اقلیت‌ها در جوامع غربی است. عمق نژادپرستی و اوج خارجی‌ستیزی در این جوامع، زمانی روشن‌تر می‌شود که به یاد بیاوریم در جامعۀ صنعتی مانند آلمان از هر چهار نفر شهروند، تنها یک نفر اصالتاً آلمانی است و رشد چشمگیر اقتصاد و صنعت این کشور پس از جنگ جهانی دوم مرهون مهاجرت و عرق کارگران ترک مهاجر در دهۀ 60 و 70 است.

 

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.