جمعه, 23 آذر 1397 :: Friday, 14 December 2018
 
کد خبر: 58896

از کلاه های سرخ تا جلیقه های زرد

از کلاه های سرخ تا جلیقه های زرد
دیروز سومین شنبه ای بود که فرانسه، میزبان معترضانی با جیلقه های زرد در پایتخت خود بود. حتما اسم جلیقه زردها را شنیده اید. همان هایی که با یک اعتراض ساده، خط بطلانی روی همه ی ادعای حقوق بشری اروپا نشینان کشیدند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ریشه

دیروز سومین شنبه ای بود که فرانسه، میزبان معترضانی در پایتخت خود بود. حتما اسم جلیقه زردها را شنیده اید. همان هایی که با اعتراض ساده، خط بطلانی روی همه ی ادعای حقوق بشری اروپا نشینان کشیدند.

'جلیقه زردها' برای دولت فرانسه کابوسی شدند که شاید تازه آغاز ماجرا باشد.معترضان فرانسوی که این روزها بیشتر خیابان های شهرهای این کشور را به کنترل خود در آورده اند، فاقد هویت مشخص، رهبری، سیاست و مطالبات دقیق هستند. این جنبش به محروم‌ترین قشرهای جامعه فرانسه تعلق ندارد و بیشتر به طیف‌های گوناگون طبقه متوسط نزدیک است.

اعتراض های جاری در فرانسه در ابتدا به بهانه افزایش بهای سوخت آغاز شد. فرانسوا روفن نماینده چپگرای مجلس فرانسه که همواره سیاست های مکرون را به باد انتقاد گرفته است، در آخرین موضعگیری خود، رئیس جمهوری را با 'ماری آنتوانت' مقایسه کرد. روفن به طعنه و تمسخر یادآوری کرد که در زمان انقلاب فرانسه، ملکه ماری آنتوانت گفته بود 'مردم اگر نان ندارند، می‌توانند شیرینی بخورند.' اکنون نیز مکرون می گوید 'مردم اگر پول بنزین و گازوئیل ندارید، یک خودرو نو برقی بخرید!'

بی توجهی دولت به محیط زیست و آلودگی هوا به یکی از اعتراض های ثابت مردم فرانسه تبدیل شده است.

اکنون، دولت فرانسه برنامه‌ای جدی دارد تا هرچه زودتر خودروهای کهنه و بخصوص گازوئیل‌سوز را از دور خارج و به طرف سوخت‌های 'پاک' برود. اما این مرحله انتقالی هزینه‌های سنگین خواهد داشت. به همین دلیل دولت عوارض سوخت را افزایش داده است. اما مردم سخت از گرانی گازوئیل و بنزین خشمگین شده‌اند و می‌گویند که جانشان از فشار عوارض و مالیات به لب آمده است.

معترضان ناراحتند چون خدمات دولتی سال به سال در فرانسه محدودتر می‌شود. اما دولت برای ارائه خدمات بیشتر نیاز به بودجه دارد. پس باید مالیات و عوارض را بیشتر کند که این به نوبه خود دوباره مردم را عصبانی‌تر می‌کند.

اما پس از یک هفته تظاهرات و خشونت که تاکنون تن صدها زخمی بر جای گذاشته است، به نظر می رسد هیچ کدام از دو طرف، نه دولت و نه مردم، کوچکترین پیشنهادی برای برون رفت از بحران کنونی ندارند.

بسیاری از کارشناسان و جامعه شناسان به دولت مکرون هشدار دادندکه در جنبش اعتراضی جلیقه زردها، لایه‌های زیرین طبقه متوسط جای بزرگی را اشغال می‌کنند. مردمی که شاغل بوده، حقوق می‌گیرند، صاحب خودرو هستند اما از به خاطر خشم زیاد، فریاد اعتراض در گلویشان گره خورده است.

قبل از جلیقه زردها، لباس‌ها یا ابزارهای دیگری هم در اعتراض های اجتماعی نقش داشته‌اند. چنان که مثلا در سال ٢٠١4، جنبش چتر در هنگ‌کنگ به راه افتاد و دانشجویانی که علیه سلطه چین به کشورشان اعتراض داشتند تحصن‌های خیابانی خود را با چترهای گشوده برگزار کردند.

که در فرانسه، حدود چهار سال قبل شاهد جنبش کلاه سرخ‌ها بودیم که نسبت به وضع عوارض در برخی جاده‌ها اعتراض داشتند.

 

 

«جلیقه زردها» ماحصل نظام لیبرال دموکراسی

علت عمده اعتراضات در فرانسه، افزایش قیمت سوخت بویژه گازوئیل است که شرایط را برای مردم طبقات میانی و فرودست فرانسه، سخت‌تر و تنگ‌تر از گذشته کرده است؛ معترضان فرانسوی که به «جلیقه زردها» مشهور شده‌اند، مشخصا به دو سیاست دولت امانوئل ماکرون اعتراض دارند: «افزایش مالیات بر فرآورده‌های نفتی» و «کاستن از هزینه‌های عمومی» که به کاهش قدرت خرید مردم فرانسه منجر شده است.

در نتیجه سیاست‌های مکرون که بنا بر آمار موسسات نظرسنجی فرانسه، از سارکوزی رئیس‌جمهور پیشین و بدنام فرانسه نیز منفورتر است، قیمت گازوئیل که رایج‌ترین سوخت مصرفی در خودرو‌های فرانسوی‌هاست، ظرف چند ماه اخیر بیش از ۲۰ درصد افزایش داشته است.

از سویی دیگر، مطابق با گزارش پایگاه اینترنتی روزنامه لوفیگارو، بر اساس نظرسنجی موسسه CSA، قدرت خرید ۵۴ درصد از مردم فرانسه در سال ۲۰۱۸ نسبت به سال قبل، کاهش محسوسی پیدا کرده است.

اما نکته قابل تامل در ماجرای اعتراضات اخیر فرانسه که پوچ بودن شعار‌های خوش رنگ و لعاب مبتنی بر «آزادی» و «حقوق مردم» مروجان لیبرالیسم را مجددا به رخ می‌کشد، برخورد بسیار خشن پلیس فرانسه با معترضان فرودست است. از کاخ الیزه مقر دولت لیبرالیستی فرانسه به پلیس این کشور مجوز داده شد تا در قبال مردم معترض، از روش مشت آهنین استفاده کنند.

تصاویری که از فرانسه و خیابان‌های پاریس مخابره می‌شود، به معنای واقعی کلمه مشمئز‌کننده است؛ مرد‌ها و زن‌هایی با صورت خونین که متعلق به طبقات فرودست و به حاشیه رانده شده فرانسوی هستند و به افزایش لجام گسیخته قیمت سوخت و سایر اقلام ضروری زندگی در فرانسه‌یِ مهدِ آزادی! اعتراض دارند، اما پاسخی که دریافت می‌کنند ضرباتِ تا حد مرگ نیرو‌های دولتی فرانسه است.

مکرون رئیس‌جمهور فرانسه روز یکشنبه (۴ آذر) طی توئیتی، از نیرو‌های دولتی فرانسه که دو معترض را به قتل رساندند و صد‌ها نفر را زخمی کردند، قدردانی کرد.

اما این نخستین بار نیست که شهر‌های مختلف فرانسه در اعتراض به افزایش شکاف طبقاتی در این کشورِ متعلق به جهان سرمایه‌داری، صحنه ناآرامی می‌شود. در فروردین ۹۵، طی سه هفته متوالی، ۶۰ شهر فرانسه صحنه درگیری و منازعه مردم معترض این کشور با نیرو‌های دولتی آن بود.

مردم فرانسه در آن مقطع به «لایحه اصلاح قانون کار» اعتراض داشتند و جنبشی را تحت عنوان «ایستاده در شب» به راه انداخته بودند. اعتراضات فرانسوی‌ها در چند شهر عمده از جمله پاریس، نانت، مارسی و رِن به خشونت و درگیری کشیده شد و صد‌ها نفر در اعتراضات میدان ریپوبلیک پاریس توسط پلیس فرانسه مجروح و بازداشت شدند.

البته اعتراضات دامنه‌دار مردمی به سیستم ظالمانه سرمایه‌داری و مدل حکومتی مزورانه لیبرال دموکراسی تنها به فرانسه منحصر نمی‌شود. آمریکا به عنوان کانون اصلی نظام غارتگر سرمایه‌داری نئولیبرال نیز طی سال‌های اخیر در مقاطع مختلف صحنه اعتراض مردمی بوده که مهم‌ترین آن‌ها جنبش‌های «۹۹ درصدی» و «بهار دموکراسی» بوده است.

در اوایل سال ۲۰۱۶ میلادی در آمریکا، معترضان به فساد سیاسی و اقتصادی هیئت حاکمه، تظاهرات بی‌سابقه‌ای را ترتیب دادند؛ این معترضان در طول بیش از یک هفته، با حدود ۱۵۰ کیلومتر پیاده روی، خود را به واشنگتن رساندند، تا صدای اعتراض خود را به کنگره نشینان و گردانندگان کاخ سفید برسانند.

معترضان آمریکایی که در آن مقطع (اوایل ۲۰۱۶) از میتینگ‌ها و کارناوال‌های انتخاباتی کاندیدا‌های جریان سرمایه‌داری غارتگرانه یعنی «دونالد ترامپ» و «هیلاری کلینتون» به حالت انزجار و تنفر رسیده بودند، هیئت حاکمه آمریکا را به دزدیدن دموکراسی و غارت و چپاول دارایی‌ها و درآمد‌های مردم آمریکا متهم کردند و در بیانیه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند اعلام می‌داشتند که پول‌های کلان با منابع نامشروع، تا عمق سیستم مالی و سیاسی آمریکا رسوخ کرده است؛ پول‌هایی که به اعتقاد مردم آمریکا، تعیین‌کننده گردانندگان کاخ سفید و کنگره و سنای آمریکاست.

آمریکایی‌ها که نام جنبش خود را «بهار دموکراسی» گذاشته بودند، در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست‌جمهوری تاکید داشتند که این منافع صاحبان سرمایه است که سرنوشت سیاسی آمریکا را تعیین می‌کند و آرای آن‌ها در نمایش‌هایی همچون انتخابات، هیچ ارزش و اعتباری ندارد.

معترضان آمریکایی در همان مقطع اووایل سال ۲۰۱۶، میتینگ‌ها و کمپین‌های انتخاباتی کاندیدا‌هایی همچون دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون را نشانه گرفته بودند و برای اثبات نظر خود مبنی بر تاثیرگذاری پول‌های کلان نامشروع بر آینده سیاسی آمریکا، به فساد مالی گردانندگان کمپین‌های دو کاندیدای مزبور اشاره می‌کردند.

اما پیش از جنبش «بهار دموکراسی»، آمریکایی‌ها جنبش دیگری با عنوان «۹۹ درصدی‌ها» یا جنبش «اشغال وال استریت» را هم تجربه کرده بودند؛ جنبشی که در واکنش به بحران مالی سال ۲۰۰۸ آمریکا شکل گرفت و در قالب آن، اکثریت بزرگی از مردم به اعتراض در برابر اقلیت کوچک سرمایه سالاری پرداختند که کانون‌های عمده مالی و تجاری دنیا را در تصاحب دارند.

مطالبات اصلی معترضان در جریان جنبش ۹۹ درصدی در آمریکا عبارت بود از: اخذ مالیات بیشتر از ثروتمندان متناسب با درآمد سرسام‌آورشان؛ کاهش هزینه‌های عمومی از جمله موارد مرتبط با بهداشت و آموزش؛ امحای صنایع جنگ‌افزاری و خاتمه جنگ افروزی کاخ سفید در اقصی نقاط دنیا؛ حسابرسی از کانون‌های مالی بزرگ آمریکا از جمله وال‌استریت که به مرکز ثروت اندوزی نامشروع متنفذان سیاسی و نظامی آمریکا تبدیل شده است.

در جریان تظاهرات مردم آمریکا به سیستم ظالمانه سرمایه داری در این کشور که از اواخر سال ۲۰۱۱ آغاز شد و تا میانه‌های سال ۲۰۱۲ ادامه داشت، پلیس آمریکا با انواع و اقسام روش‌های زورمدارانه و خشونت گرایانه، با معترضان برخورد می‌کرد؛ از شلیک گلوله و اسپری فلفل به سمت مردم تا ضرب و شتم آن‌ها با شوکر و باتوم.

 

 

آیا جلیقه زردها موفق به ایجاد اصلاحات اساسی می شوند؟

جنبش‌هایی که در سال‌های اخیر در کانون‌های سرمایه سالاری نئولیبرال از جمله آمریکا و فرانسه شکل گرفته، اعتراضی از ناحیه مردم فرودست و به حاشیه رانده شده بوده که در جریان فرایند سرمایه‌ای شدن همه وجوه زیستی، به معنای واقعی کلمه له و مطرود شده‌اند. صدای آن‌ها این روز‌ها از خیابان شانزلیزه پاریس به رساترین شکل ممکن شنیده می‌شود هر چند دستگاه‌های تبلیغاتی و پلیسی سیستم سرمایه داری درصدد خاموش کردن صدای آن‌ها هستند.

با توجه به مشی کارگزاران سیستم غارتگرانه سرمایه‌داری نئولیبرال و ولع آن‌ها در سودجویی هر چه بیشتر، یحتمل دیر یا زود دامنه اعتراضات از فرانسه به سایر نقاط جهان سرمایه‌داری از جمله آمریکا هم کشید خواهد شد؛ اعتراضاتی که به تعبیر یک اندیشمند منتقد اروپایی می‌تواند نه پایان تاریخ که پایان سیستم ظالمانه سرمایه داری باشد.

این احتمال آنجایی به واقعیت نزدیک می‌شود که بدانیم، مطابق با آمار چندی پیش سازمان ملل پیرامون وجود «نابرابری و فقر» در کشور‌های مختلف جهان، ۴۰ میلیون آمریکایی زیر خط فقر به سر می‌برند؛ این آمار در فرانسه ۹ میلیون نفر است که با توجه به جمعیت ۶۷ میلیونی فرانسه، آمار قابل توجهی است.

همچنین مجمع اتحادیه‌های صنفی انگلیس در ماه مِی سال جاری میلادی اعلام کرد که بیش از سه میلیون کودک انگلیسی در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که مجموع درآمد والدین آن‌ها زیر خط فقر است.

آمار فوق فقط گویای یک نکته است و آن اینکه سیستم سرمایه‌داری نئولیبرالِ حاکم بر جوامع غربی روز به روز در حال فقیرتر کردن اکثریت مردم عادی این جوامع و تامین منافع نامشروع اقلیت حاکمِ متصل به کانون‌های مالی و سیاسی و نظامی است.

 

مقام معظم رهبری، در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۹۷، در همایش ده‌ها هزار نفری «خدمت بسیجیان» در ورزشگاه آزادی، طی بیاناتی به مفتضح شدن نظام لیبرال دموکراسی اشاره کردند و فرمودند:

 

یک نقطه‌ی دیگر از عرصه‌های درگیری، فهم درست واقعیّتهای ایران و جهان است. اینکه شما فهم درستی از واقعیّتهای کشورتان داشته باشید، به ضرر آن‌ها است؛ با این مخالفند، با این مبارزه میکنند؛ با چه ابزاری؟ با ابزار بسیار خطرناک رسانه، بخصوص رسانه‌هایی که امروز نوپدید است. با تصویرسازی غلط سعی میکنند افکار ملّت ایران را منحرف کنند؛ هم تصویر غلط درباره‌ی ایران، هم تصویر غلط درباره‌ی خودشان، هم تصویر غلط درباره‌ی اوضاع منطقه. یکی از تصویر‌های غلط آن‌ها این است که وانمود میکنند در موضع قدرتند، درحالی‌که در موضع قدرت نیستند. بله، قدرت سخت‌افزاری آن‌ها یک قدرت قابل نشان دادن است؛ یعنی پول دارند، ابزار نظامی دارند، امکانات رسانه‌ای دارند؛ این‌ها ابزار‌های قدرت است، منتها در مقابله‌ی جهانی، حرف اوّل را قدرت نرم‌افزاری میزند؛ قدرت نرم‌افزاری یعنی منطق، یعنی استدلال، یعنی حرف نو؛ حرف نویی که تعیین‌کننده‌ی زندگی باشد؛ سخن نو به میان آوردن. این‌ها حرف نو ندارند، منطق ندارند. در قدرت نرم‌افزاری، آمریکا بشدّت ضعیف است؛ حرفش زورگویی است، منطقش ضعیف است، لیبرال دموکراسی‌اش امروز در دنیا مفتضح است -رفتار و شیوه‌های اِعمال لیبرال‌دموکراسی که به آن افتخار میکردند، امروز در دنیا به‌صورت مفتضح مورد انتقاد صاحب‌نظران دنیا است- برای همین هم هست، به‌خاطر همین هم هست که شما ملاحظه میکنید آمریکای دارای قدرت اتمی، دارای تکنولوژی پیشرفته، دارای پول فراوان، در بسیاری از مناطق عالم شکست‌خورده است؛ در عراق شکست خورد، در سوریه شکست خورد، در لبنان شکست خورد، در پاکستان شکست خورد، در افغانستان شکست خورد، در مواجهه‌ی با قدرت‌های دنیا شکست خورده است و میخورد و امروز شکست‌های دیگری هم آن‌طوری که انسان مشاهده میکند در انتظار آمریکا است. این تصویرسازی آن‌ها از خودشان است که یک تصویر‌سازی غلط و دروغین است.

انتهای پیام

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.